الشيخ أبو الفتوح الرازي
448
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
امّا « استطاعت » ، فقها در او خلاف كردند . بنزديك ما حريت است و كمال عقل و بلوغ و صحّت و وجود زاد و راحله و تخلية السرب و امكان المسير و الرّجوع الى كفاية . هر گه كه يكى از اين دو مختل بود ، وجوب ساقط باشد و استحباب بر جاى بود . و بنزديك شافعى همچنين است ، جز كه شافعى در وجوب ، اسلام اعتبار كند ، بناء على اصله ان الكفّار غير مخاطبين بالشّرايع . و بنزديك ما اسلام شرط نيست در وجوبش ، و انّما شرط در صحّت اداء است كه كافر اگر چه مخاطب است به شرايع از او درست نيايد با مقام بر كفر و آن خبر ( 1 ) كه شافعى به او تمسك كرد من قوله - عليه السلام - ايّما اعرابى حجّ ثمّ هاجر فعليه حجّة اخرى ، هر اعرابى ( 2 ) كه حجّ كند و پس از آن هجرت كند برو حجّى دگر باشد ، و مراد به هجرت اسلام است ، اين دليل نباشد بر سقوط وجوب در حال كفر ، انّما دليل باشد بر او فقد ( 3 ) اجزاء و نفي صحّت اداء چنان كه ما گفتيم . پس بنزديك ما شرايط وجوب اين است كه ذكر كرديم . و مراد به « تخلية السرب » آن است كه راه ايمن باشد از دشمن و موانع ديگر ، و مراد به « امكان المسير » آن است كه اگر حجّ بر او در وقتى واجب شود كه در آن وقت ممكن نباشد به حجّ رفتن ، واجب نباشد تا وقت امكان كه ممكن باشد از ( 4 ) رفتن . و « وجود زاد و راحله » در وجوب حجّ قول عمر است و عبد اللَّه عمر [ و عبد اللَّه عبّاس ] ( 5 ) در صحابه ، و در تابعين حسن بصرى و سعيد جبير و مجاهد و عطا ، و در فقها مذهب شافعى است و ثورى و ابو حنيفه و اصحابش و احمد و اسحاق . و دليل اين قول ، حديث عمرو بن شعيب عن ابيه عن جدّه كه گفت ، مردى بنزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه ما السبيل الى الحجّ ؟ گفت : راه به حجّ چيست ؟ گفت : زاد و راحله ، و اين خبر عبد اللَّه مسعود و عبد اللَّه عبّاس و عايشه و جابر و انس مالك روايت كردند . امّا آن كس كه او قادر باشد بر رفتن و راحله ندارد ، بنزديك ما و اين فقها حجّ بر او واجب نيست ، بل سنّت باشد ، اگر برود مجزى نباشد از حجّ اسلام . و همچنين
--> ( 1 ) . مج : به صورت « جز » هم خوانده مىشود . ( 2 ) . مب ، مر : اعرابى . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : بر فقد . ( 4 ) . وز و ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 5 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .