الشيخ أبو الفتوح الرازي
418
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
نشنيدى . پس حق تعالى خواست تا مكلَّفان در لطف ( 1 ) و فايده قرآن مساوى باشند ، قصّهها و آيتها در قرآن مكرّر كرد تا پيش از جمع به هر جاى ( 2 ) و به هر طرفي برسد - و استقصاى كلام در اين باب كرده شود في سورة الرّحمن و المرسلات - و اين قدر اين جا كفايت است . حق تعالى خواست تا بيان انكار كند بر جهودان كه گفتند : نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ ( 3 ) . دگر آن ( 4 ) تا مطابق آن بود كه خداى تعالى گفت در آيت كه پيش از اين است كه : من عهد بر پيغامبران گرفتهام كه چون پيغامبرى آيد مصدّق آن را كه به اين پيغامبر باشد به او ايمان آرد ، و بعضى تصديق بعضى كنند ، و باز نمايد كه چنان كه پيغامبران پيشتر ( 5 ) مكلَّفند به ايمان به من ، من هم مكلَّفم به ايمان به ايشان - و اللَّه اعلم بمراده من كلامه . قوله : * ( وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِيناً ) * ، مفسران گفتند : آيت در شأن دوازده مرد آمد كه اظهار ايمان كرده بودند و منافق بودند ، در باطن مرتد شدند و برگشتند و به مكّه شدند بنزديك كفّار ، از جمله شان ( 6 ) [ 439 - پ ] : الحارث بن سويد الانصارى ( 7 ) ، خداى تعالى اين آيت بفرستاد . و « ابتغاء » افتعال باشد من البغاء و هو الطَّلب ، جز كه بغى لغيره باشد و ابتغى لنفسه ، چنان كه شوى و اشتوى ( 8 ) و خبز و اختبز ( 9 ) و قصد غيره و اقتصد هو ، و مانند اين . خداى تعالى گفت : هر كس كه او دينى طلب كند جز اسلام از او قبول نكنند ، براى آن كه دين بنزديك خداى اسلام است لا غير ، كه دگر اديان و ملل را به آن منسوخ كرد ، چنان كه گفت : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّه الإِسْلامُ ( 10 ) . و معنى « قبول عمل ، ضمان ثواب باشد بر او ، براى آن كه واقع باشد به موقع خود ، و بر وجه مأمور به كرده شده باشد . * ( وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * ، و او در
--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق : در لفظ . ( 2 ) . فق : هر جايى ، مب ، مر : هر جانبى . ( 3 ) . سوره نساء ( 4 ) آيه 150 . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد . ( 5 ) . دب : پيشين . ( 6 ) . مب ، مر : ايشان . ( 7 ) . دب ، مب ، مر بود . ( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سوى و استوى . ( 9 ) . آج ، لب ، مب ، مر : خير و اختبر . ( 10 ) . سوره آل عمران ( 3 ) آيه 19 .