الشيخ أبو الفتوح الرازي

409

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

دادى ( 1 ) و عهد من بر آن بستدى ؟ گويند : اقرار داديم ، گويد : گواه باشيد كه من نيز گواه باشم ( 2 ) هر كه پس از آن بر گردد . و اين خبر مبتدا يا جزاى شرط باشد ، و در اين قول ضعفى هست لبعده عن الظَّاهر و تعسف ( 3 ) فيه ، و مثال آن چنان باشد كه : ما اصنع من الخير من يصنع مثله فهو من الفائزين ، اين مثال « ما » مجازات است ، و مثال « ما » ى موصوله چنان باشد كه : ما اختاره من العمل من يعمل به فهو ناج ، اين جا جمله جزاى خبر مبتدا باشد ، و در اوّل جزاى شرط ، اين بيان قول كسائى است . و امّا آن كه « لام » را مكسور خواند ، گفت : « لام » اضافت است و « ما » موصوله است بمعنى الَّذي ، و « لام » تعلَّق دارد به « اخذ » ، يعنى ميثاق پيغامبرانها گرفت ( 4 ) براى آنچه داد ايشان را از كتاب و حكمت . * ( ثُمَّ جاءَكُمْ ) * ، و التّقدير : ان جاءكم ، پس اگر پيغامبرى به شما آيد كه تصديق كند كتاب شما را ، و به او ايمان آرى ( 5 ) و او را نصرت كنى ( 6 ) ، و « لام » جواب قسم است كه اخذ ميثاق به جاى آن است ( 7 ) ، براى آن كه فرقى نباشد بين قولك اخذت ميثاقك لتفعلنّ و انشدك اللَّه لتفعلنّ . و بعضى اهل معانى گفتند : « لام » مكسور مضمّن ( 8 ) بود به معنى « بعد » تا معنى اين باشد كه : بعد ما آتيتكم ، چنان كه نابغه گفت : توهّمت آيات لها فعرفتها لستّة اعوام و ذا العام سابع اى بعد ستّة اعوام ، و سعيد جبير در شاذّ خواند : لمّا آتيتكم ، اى حين آتيتكم ، و بر اين جمله اقوال معنى آنگه مستقيم باشد كه « قال » اضمار كنند ، و گويند تقدير اين است : و اخذ اخذ اللَّه ميثاق النّبيّين و قال لهم لما آتيتكم . اكنون مفسران خلاف كردند در آن كه مراد به آيت كيست و عهد از كه بستدند ؟ [ بعضى گفتند : عهد بستدند ] ( 9 ) از جمله پيغامبران كه بعضى بعضى را تصديق

--> ( 1 ) . دادى / داديد . ( 2 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق : من نيز گواهم . ( 3 ) . آج : و التّعسف . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق : پيغامبران را گرفت . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : آريد . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كنيد . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر كه . ( 8 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : مضمر ، با توجّه به معناى عبارت و چاپ شعرانى ( 3 / 94 ) تصحيح شد . ( 9 ) . مج ، ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .