الشيخ أبو الفتوح الرازي

405

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ابو عبيده گفت : پرسيدم از بعضى عرب كه ربّانى چه باشد ؟ گفت : الرّجل العالم بالحلال و الحرام ، و أحكام امر و نهى ، و به آنچه بود و به آنچه باشد . و اين صفت امام باشد بنزديك ما . مؤرّج گفت : « ربّانىّ » منسوب است با ربّ ، يعنى مردان خداى باشيد ( 1 ) ، چنان كه شما را از اخلاص و اختصاص به خداى باز خوانند و نسبت به او كنند و گويند : رجال اللَّه . و بعضى دگر گفتند : اصل او « ربّي » بوده است ، « الف » و « نون » براى تفخيم در او آوردند چنان كه گفتند : صنعانى و بهرانى و بحرانى و دارانى ( 2 ) ، و هذا من تغييرات النّسب . مبرّد گفت : الرّبّانيّون ، ارباب العلم ، واحدها ربّانيّ و هو الَّذى يربّ العلم و يربّ النّاس بعلمه يعلَّمهم و يصلحهم و يقوم بأمرهم ، گفت : اهل علم باشند كه تربيت علم كنند و تربيت مردمان كنند به علم تا ايشان را به علم با صلاح آرند ، و « الف » و « نون » براى مبالغت است چنان كه در « عطشان » و « ريّان » و « غرثان » و « و سنان » هست ، آنگه براى مبالغه « يا » ( 3 ) ى نسبت در او آرند ، و آن از باب نسبة الشّىء الى نفسه باشد ، چنان كه لحيانىّ و رقبانىّ ، قال الشّاعر : لو كنت مرتهنا في الجوّ انزلني منه الحديث و ربّانىّ احبار و از امير المؤمنين - عليه السلام - روايت كردند كه جامع است اين جمله اقاويل را ، از او پرسيدند ، گفت : « ربّانى » آن باشد كه يربّ العلم بعمله ، كه ترتيب علم كند به عمل ، عالمى عامل باشد . و آن روز كه عبد اللَّه عبّاس بمرد ، محمّد حنفيّه گفت : اليوم مات ربّانى هذه الامّة . * ( بِما كُنْتُمْ ) * ، گفته‌اند : « كان » صله است اين جا به معنى زياده ، و به معنى : بما انتم ، و مثله قوله تعالى : وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً ( 4 ) ، اى و امراتي عاقر ، و قوله : مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا ( 5 ) ، اى من هو في المهد صبىّ . * ( تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ ) * ، به آنچه مردم را

--> ( 1 ) . مب : باشند . ( 2 ) . دب ، لب ، فق : درانى ، آج : درّانى . ( 3 ) . مج : و ، با توجّه به وز تصحيح شد . ( 4 ) . سوره مريم ( 19 ) آيه 5 . ( 5 ) . سوره مريم ( 19 ) آيه 29 .