الشيخ أبو الفتوح الرازي
376
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
ندارد الَّا قومى سفيهان ما . و ما كار بر ايشان تنگ گرفتيم و ايشان را با شعبى پيختيم ( 1 ) ، كسى پيش ايشان نيارد شدن و از ايشان [ 432 - پ ] كس بيرون نيارد آمدن . چون كار بر ايشان سخت شد ، پسر عمّ خود را پيش تو فرستاد تا تو را بفريبد و دين تو و ملك تو بر تو تباه كند . چون پيش تو آيند ، ايشان را بند كن ( 2 ) پيش ما فرست تا ما شرّ ايشان از خويشتن و ملك تو كفايت كنيم ، و علامت آنچه ما گفتيم آن است كه چون پيش تو در آيند تو را سجده نكنند و استنكاف كنند از اين . نجاشى كس فرستاد و جعفر بو طالب ( 3 ) را و قومش را بخواند . چون به درگاه او رسيدند ، جعفر بو طالب ( 4 ) به آوازى بلند گفت : يستاذن عليك حزب اللَّه ، نجاشى را اين حديث هايل آمد ، گفت : اين گوينده را بگو تا باز گويد اين كه گفت . جعفر باز گفت . نجاشى گفت : فليد خلوا بأمان اللَّه و ذمّته ، گو در آيند به امان و زينهار خداى . عمرو عاص با صاحبش نگريد ( 5 ) و گفت : ديدى كه چه گفتند و چگونه مؤثّر آمد بر نجاشى ايشان ( 6 ) در آمدند ( 7 ) و سجده نكردند . عمرو عاص گفت : اى ملك ! ديدى كه ايشان چه غرور در سر دارند ، در آمدند و بر عادت وفود ( 8 ) تو را سجده نكردند . نجاشى جعفر را گفت : چرا در آمدى ( 9 ) سجده نكردى مرا و تحيّتى كه عادت است رها كردى ؟ جعفر گفت : براى آن كه در دين ما سجده روا نباشد مگر خداى را كه آفريدگار جهان است ، اين تحيّت در وقتى بود كه ما بت مىپرستيديم ، چون خداى تعالى پيغامبر را بفرستاد و ما را از اين نهى كرد و به تحيّت ، ما را سلام فرمود كه تحيّت اهل بهشت است . نجاشى را خوش آمد آن حديث و دانست كه آنچه او مىگويد ( 10 ) حق است ، و در توريت و انجيل نوشته است كه : از علامت پيغامبر آخر
--> ( 1 ) . چاپ شعرانى ( 3 / 72 ) : انداختيم . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر و . ( 4 - 3 ) . مب : جعفر ابو طالب . ( 5 ) . مج : نگريدند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : آمدند . ( 8 ) . مج ، وز : خود ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر و . ( 10 ) . مب راست و .