الشيخ أبو الفتوح الرازي

365

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بنونا بنو ابنائنا و بناتنا بنوهنّ ابناء الرّجال الأباعد و شافعى گفت : من ظاهر كتاب خداى ( 1 ) در آيتى محكم رها نكنم براى بيتى از شعر عرب به آن كه در اين بيت وجوهى توان گفتن كه از آن بشود كه در اين مسأله به او استدلال كنند . يكى آن كه : او بر سبيل مبالغت و توسع گفتن باشد ، و آيت بر حقيقت است . دوم آن كه : ممكن باشد كه او را با خويشان اهل خود خصومتى بوده است ، ايشان مراعات مصاهرت نكرده‌اند ، از سر آن رنج مىگويد . ديگرى گفت هم از اين سبب : فإنّ ابن اخت القوم مصغى اناؤه اذا لم يزاحم خاله بأب جلد * ( وَنِساءَنا وَنِساءَكُمْ ) * ، زنان ما را و زنان شما را ، و باتّفاق مراد به زنان در آيت فاطمه زهراست - عليها السلام - تنها ، و اين دليل است على شرفها و انّها تنزّلت منزلة جمع كثير ، تا خداى تعالى از او به جمعى خبر داد ، و رسول را نفرمودند كه از جمله زنان كه داشت هيچ كس را به مباهله با خود برد ، و اگر چه اين لفظ ايشان را متناول بود ، براى آن كه صلاحيت آن مقام و عرض ( 2 ) به حضور آن جايگاه به او لايق بود . دگر آن كه قربت ( 3 ) نسب با وصلت سبب برابر نباشد ، پس در اين لفظ دليل بود بر آن كه فاطمه زهرا - عليها السلام - از جمله آنان نبود ( 4 ) . * ( وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَكُمْ ) * ، و نيز بخوانيم نفس خود را و نفس شما را ، و باتّفاق مراد به نفس ، امير المؤمنين على است اين جا ، براى آن كه كسى نفس خود را بنخواند ، چه اين معنى از ميان مرد و نفسش ( 5 ) صورت نبندد . پس لا بدّ لفظ مجاز بود و مورد او بر مبالغت بود ، يعنى بخوانيم كسى را كه حكم نفس او حكم نفس ما باشد ، و آنچه ما را باشد او را باشد ، و آنچه بر ما باشد بر او باشد . حكم او در عصمت و طهارت و غنا و كفايت حكم من باشد . پس همچنان باشد كه من او باشم او من باشد ، و اين كنايت باشد از غايت اختصاص و محبّت و قربت و دوستى تا دو دوست چون در

--> ( 1 ) . آج ، لب تعالى جلّ جلاله . ( 2 ) . مج ، وز ، دب : غرض ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . مج : قرب ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : جمله زنان به بود . ( 5 ) . وز : هر دو نفسش ، دب : هر دو نفس .