الشيخ أبو الفتوح الرازي

302

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ ) * ، اى سامعه و مجيبه ، [ و ] ( 1 ) منه قوله : إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ ( 2 ) ، اى اطيعون ، و منه قولهم ( 3 ) : سمع اللَّه لمن حمده ، اى اجاب ، و منه قول الشّاعر : دعوت اللَّه حتّى خفت الَّا يكون اللَّه يسمع ما اقول اى يجيب . انس مالك روايت كرد ( 4 ) از رسول - عليه السلام - كه گفت : ايّما رجل مات و ترك ذرّيّة طيّبة اجرى اللَّه عليه مثل عملهم لا ينتقص من اجورهم ( 5 ) شيئا ، هر مردى كه بميرد و نسلى صالح رها كند ( 6 ) خداى تعالى به هر عملى صالح كه ايشان كنند هم چندان ثواب كه ايشان را دهد او را بدهد بى آن كه از ثواب ايشان چيزى بكاهد . * ( فَنادَتْه الْمَلائِكَةُ ) * ، حمزه و كسائى و خلف خواندند : فناديه الملائكة به « يا » چنان كه فعل مذكّر را باشد براى آن كه فعل مقدم است ، و چون فعل مقدّم باشد تو مخيّر باشى ، خواهى تذكير كنى خواهى تأنيث . و آن كه تأنيث كرد گفت : براى آن كه اسم هو مؤنّث است هم جمع ، و چون چنين باشد اختيار تأنيث باشد ، كقوله تعالى : قالَتِ الأَعْرابُ آمَنَّا ( 7 ) ، و آن كس كه تذكير كرد ، [ گفت ] ( 8 ) : عبد اللَّه مسعود در همه قرآن « ملائكه » را تذكير كردى [ ابو عبيده گفت : اين براى آن كردى ] ( 9 ) تا ردّ باشد بر مشركان في قولهم : الملائكة بنات الله ، براى تكذيب ايشان . و شعبى روايت كرد ( 10 ) از عبد اللَّه مسعود كه گفت : هر كجا شما را خلاف افتد در « يا » و « تا » ، قرآن را به تذكير گويى يعنى « يا » ، و مانند اين از عبد اللَّه عبّاس روايت كردند ( 11 ) .

--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . سوره يس ( 36 ) آيه 25 . ( 3 ) . آج ، لب ، فق : ندارد ، ديگر نسخه بدلها : قوله . ( 4 ) . مب : كند . ( 5 ) . اساس : امورهم ، با توجّه به دب تصحيح شد . ( 6 ) . اساس : روا كند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . سوره حجرات ( 49 ) آيه 14 . ( 9 - 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 10 ) . همه نسخه بدلها : كند . ( 11 ) . مب : كرده‌اند .