الشيخ أبو الفتوح الرازي

279

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

لسلَّمت تسليم البشاشة اوزقا اليها صدى من جانب القبر صايح اين بيتها توبة بن الحميّر راست . گويند : از اتّفاقات عرب يكى آن بود كه اين توبه - كه گوينده آن بيتهاست - فرمان يافت ، و او را دفن كردند ، و مدّتى بر اين بر آمد . يك روز شوهر ليلى اخيليّه با ليلى از جايى ( 1 ) مىآمدند به سر گور توبة بن الحميّر برسيدند . آن مرد را اين بيتها ياد آمد . ليلى را گفت : بحقّي عليك ، به حقّ من بر تو كه به روى و بر گور توبة بن الحمير سلام كنى تا دروغ او پيدا شود در آن كه گفت ( 2 ) : لسلَّمت تسليم البشاشة اوزقا اليها صدى من جانب القبر صايح ليلى گفت : رها كن ، شاعرى از سر سوداى خود چيزى بگفت آن را حقيقتى نباشد . بر او سخت كرد ( 3 ) و سوگند داد . ليلى اشتر پيش راند و آواز داد ( 4 ) : السلام عليك يا توبة بن الحمير ، اتّفاق ( 5 ) چنان افتاد كه در گور شكافي بود ، و در آن شكاف كوفي آشيانه ( 6 ) كرده ( 7 ) ، چون آواز ليلى اخيليّه بشنود از آن جا بپريد و آوازى كرد ( 8 ) ، شتر ليلى از آواز و پرواز [ آن ] ( 9 ) مرغ برميد و ليلى را بيفگند و بر جاى ( 10 ) بمرد و گور او همان جا در پهلوى گور او بنهادند . ضحّاك گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : رسول - عليه السلام - بنزديك قريش آمد و ايشان در مسجد الحرام بتان را مىپرستيدند ، و بتان را بياراسته بودند [ و ] ( 11 ) گوشوارها ( 12 ) در گوش كرده ، ايشان را ملامت كرد [ و ] ( 13 ) گفت : شرم نداريد ( 14 ) ، دين پدر خود ابراهيم و اسماعيل رها كرده‌ايد و جمادى را مىپرستيد ( 15 ) كه در او نفعى و ضررى ( 16 ) نيست .

--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق : جانبى . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گفته . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : سخت گفت : چاپ شعرانى ( 3 / 12 ) : سخت گرفت . ( 4 ) . آج ، لب ، فق گفت ، مب ، مر و گفت . ( 5 ) . اساس : اتفاقا ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . لب : آشيان . ( 7 ) . دب : كرده بود . ( 8 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر و . ( 13 - 11 - 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 10 ) . دب : بر جايگاه ، آج ، لب ، فق ، مر : و در جاى . ( 12 ) . دب : گوشوار . ( 14 ) . دب ، مب : مر كه . ( 15 ) . دب ، آج ، لب ، فق : مىپرستى . ( 16 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ضرّى .