الشيخ أبو الفتوح الرازي

263

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

* ( وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ) * ، زنده از مرده به در آرى و مرده از زنده . عبد اللَّه مسعود گفت و سعيد جبير و مجاهد و قتاده و ضحّاك و سدّى ( 1 ) ، مراد آن است كه : حيوان از نطفه بر آرد و نطفه از حيوان . عكرمه و كلبى گفتند : مرغ از خايه بر آرد و خايه از مرغ پديد آرد . ابو مالك گفت : درخت از استخوان ميوه بر آرد ، و استخوان ميوه از درخت و خوشه از دانه بر آرد و دانه از خوشه [ 414 - پ ] . حسن بصرى گفت مؤمن از كافر پديد آرد و كافر از مؤمن ، و گفت : مؤمن زنده دل است ، و كافر مرده دل ، دليلش : أَ وَمَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه ( 2 ) . معمر روايت كند از زهرى كه : رسول - عليه السلام - در نزديك بعضى زنان خود رفت ، زنى حاضر بود نكو ( 3 ) جامه نكو ( 4 ) هيأت ( 5 ) . پرسيد كه اين كيست ؟ گفت ( 6 ) : احدي خالاتك ، يكى است از جمله خالگان ( 7 ) تو . گفت : خالگان ( 8 ) من به اين شهر غريب باشند ، كدام خاله است [ اين ] ( 9 ) ؟ گفت ( 10 ) : خاله ( 11 ) بنت الأسود بن عبد يغوث . رسول - عليه السلام - گفت : سبحان اللَّه ( 12 ) الَّذي يخرج الحىّ من الميّت ، و اين زن [ زنى ] ( 13 ) صالحه بود و پدرش كافر بود . فرّاء گفت معنى آن است كه : پاك از پليد بيرون آرد و پليد از پاك . اهل اشارت گفتند : حكمت از دل كافر به در آرد ( 14 ) تا در او قرار نگيرد ، و سقطت و هفوت از زبان عارف . * ( وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * ، و روزى دهى ( 15 ) آن را كه خواهى ( 16 ) بى شمار . نافع ( 17 ) و كسائى و حمزه و حفص به تشديد « يا » خوانند ( 18 ) از « ميّت » ، و باقى قرّاء

--> ( 1 ) . دب كه ، مب را . ( 2 ) . سوره انعام ( 6 ) آيه 122 . ( 3 ) . مب ، مر : نيكو . ( 4 ) . آج ، فق ، مب ، مر : نيكو . ( 5 ) . اساس و همه نسخه بدلها : هيئت / هيأت . ( 10 - 6 ) . اساس : گفتند ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 8 - 7 ) . دب : خالتان . ( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 11 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : خالده . ( 12 ) . مج ، وز ، دب : ندارد . ( 13 ) . اساس ، مر ندارد ، آج ، لب ، فق ، دب ، مب : زن ، با توجّه به مج ، وز افزوده شده . ( 14 ) . مر : به در آيد . ( 15 ) . اساس كه نو نويس است : دهد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 16 ) . اساس كه نو نويس است : خواهد : با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 17 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و نافع . ( 18 ) . اساس ، مر : خواندند ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .