الشيخ أبو الفتوح الرازي
234
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
چنان كه مىبينى تا دانى كه موحّد عدلى ( 1 ) بايد . و در مصحف عبد اللَّه مسعود : « القائم ( 2 ) بالقسط » است ، آن صفت باشد و اين حال ( 3 ) ، و در اصطلاح متكلَّمان حال و صفت هر دو يكى بود ( 4 ) و در اصطلاح نحويان از ميان حال و صفت فرق باشد ( 5 ) ، [ و فرق آن بود كه ] ( 6 ) صفت لازم باشد و حال معترض ، تقول : جاءنى زيد الظَّريف ، « ظرف » از صفات لازمه ( 7 ) باشد . در حقّ زيد ، و : جاءني زيد راكبا ، « ركوب » در حال مجىء باشد و صفت تابع موصوف بود ( 8 ) في احواله در تعريف و تنكير و تأنيث و تذكير و وجوه ( 9 ) اعراب ، و حال جز نكره منصوب نباشد . فرّاء گفت : حال صفت بوده است ، الَّا آن است كه « الف » و « لام » از او باز كردند ( 10 ) ، و تقدير اين بود كه : القائم بالقسط ، چنان كه گفت : وَلَه الدِّينُ واصِباً ( 11 ) ، و تقدير آن است كه : و له الدّين الواصب . و اهل معانى گفتند معنى آن است كه ( 12 ) : * ( قائِماً بِالْقِسْطِ ) * ، اى مدبّرا له ، كما يقال : فلان قايم بأمر فلان ، اى متعهد له مدبّر لأموره ، فلان به كار فلان قايم است ، يعنى تعهّد او مىكند و تدبير كارهاى او ( 13 ) ، و قيل : قائما بالقسط ، اى مجازيا لاعمال ( 14 ) العباد بالعدل ، بندگان را به عدل پاداشت دهد و بسزا جزا كند . * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، گفتند براى آن تكرار كرد كه اوّل جارى مجراى دعوى بود ، از اين جا گواهى با او مقرون كرد ، و دوم حكم است كه گواهى به موقع خود افتاد ، و هذا من كلام المذكّرين .
--> ( 1 ) . مر : عدل . ( 2 ) . مر : القيام . ( 3 ) . همه نسخه بدلها باشد . ( 8 - 4 ) . همه نسخه بدلها : باشد . ( 5 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : فرق باشد ميان حال و صفت ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : لازم . ( 9 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : وجوب . ( 10 ) . مج : ندارد ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : گرديد . ( 11 ) . سوره نحل ( 16 ) آيه 52 . ( 12 ) . همه نسخه بدلها : ندارد . ( 13 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : تعهّد كارهاى او مىكند و تدبير او ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها عبارت تصحيح شد . ( 14 ) . فق ، مب ، مر : بالاعمال .