الشيخ أبو الفتوح الرازي

168

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و وجهى ديگر آن است كه گروهى خود روا مىدارند كه همزه وصل قطع كنند ، چنان كه شاعر گفت ] ( 1 ) : اذا جاوز الإثنين سرّ فانّه بنث و تكثير الوشاة قمين . اللَّه مرفوع است به ابتداء ، و * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * ، در جاى خبر اوست ، و * ( الْحَيُّ الْقَيُّومُ ) * ، صفت اوست . * ( نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ ) * ، ابراهيم بن ابى عبله خواند به تخفيف : نزل عليك الكتاب بالحقّ ، چنان كه فعل لازم باشد و كتاب فاعل . براى آن گفت : « نزل » ، كه خداى تعالى آيت از پس آيت و سورت از پس سورت فرستاد ، و تفعيل تكثير فعل باشد ، و مراد به « كتاب » قرآن است باتّفاق . * ( بِالْحَقِّ ) * ، بدرستى و راستى . * ( مُصَدِّقاً ) * ، به راست دارنده ، و نصب او بر حال است [ از مفعول ] ( 2 ) . * ( لِما بَيْنَ يَدَيْه ) * ، آن را كه پيش اوست از ( 3 ) كتابها و پيغامبران و شرايع ايشان . * ( وَأَنْزَلَ التَّوْراةَ وَالإِنْجِيلَ ) * ، براى آن در حقّ توريت و انجيل « انزال » فرمود و « تنزيل » نگفت كه ، آن كتابها به يك بار فرود آمد . و اصل « توريت » بنزديك بصريان « و ورية » بوده است على وزن فوعله مثل دوخله و حوقله ، « واو » اوّل را « تا » كردند ، و « يا » ى مفتوحة را « الف » كردند توراة گشت ، و در كتبت ( 4 ) « يا » نوشتند ، تا دانند كه اصل او « يا » بوده است . كوفيان گفتند ( 5 ) : وزن او تفعله است مثل توصية و توفية ، « يا » را با « الف » كردند چنان كه طىّ كنند كه : جارية ( 6 ) جاراة گويند ، و ناصية را ناصاة گويند . و اصل او من ورى الزّند اذا خرج ناره ، چون آتش بيرون آيد از آتش زنه ورى گويند ، قال اللَّه تعالى : أَ فَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ ( 7 ) ، اى تخرجونها من الزّند ، قال اللَّه تعالى :

--> ( 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . اساس : به صورت « آن » هم خوانده مىشود . ( 4 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كتب ، وز : كتبه . ( 5 ) . مج اصل تورية است على ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر اصل او تورية است على . ( 6 ) . چاپ شعرانى ( 2 / 437 ) را . ( 7 ) . سوره واقعه ( 56 ) آيه 71 ، اساس : تورونها ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .