الشيخ أبو الفتوح الرازي
165
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
او ، غالب است و محكم كار . [ 387 - پ ] او آن است كه فرو فرستاد بر شما قرآن ، [ از او آيتهايى هست محكم ] ( 1 ) كه آن اصل كتاب است و ديگر متشابهات ( 2 ) ، امّا آنان كه در دلهاى ايشان كژى بود پى گيرى كنند ( 3 ) متشابه را از آن طلب ( 4 ) فتنه را و طلب ( 5 ) تأويلش را ( 6 ) ، و نداند تأويل مگر خداى ، و پا بر جايان در علم مىگويند بگرويديم به آن ، همه از نزديك خداى ماست و انديشه نكند مگر خداوندان عقل ( 7 ) . خداى ما بر مگردان دلهاى ما پس از آن كه راه دادى ما را ، و بده ما را از نزديك تو رحمت ( 8 ) ، بدرستى كه تو بخشنده اى ( 9 ) . خداى ما تو جمع كننده ( 10 ) مردمانى براى روزى كه شك نيست در آن ، كه خداى خلاف ميعاد نكند ( 11 ) . كلبى گفت و ربيع أنس كه : اين آيات كه در اوّل اين سورت است تا به قصّه مباهله در وفد نجران فرود آمد ، و ايشان شصت ( 12 ) مرد بودند ، چهارده مرد با ايشان بودند از اشراف ايشان ، و از آن چهارده سه مرد پيشواى و مقدّم بودند ، عاقب ( 13 ) بود و او
--> ( 1 ) . اساس : در اين مورد زير وصّالى رفته است ، تب : نا خواناست ، از مج افزوده شد . ( 2 ) . مج ، وز ، دب : متشابه ، آج ، لب : محتمل و متشابه . ( 3 ) . اساس : پىگرى كند ، با توجه به مج تصحيح شد . ( 4 ) . مج : طلبد ، آج ، لب ، فق : جستن . ( 5 ) . آج ، لب ، فق : و براى جستن . ( 6 ) . آج ، لب ، فق : عدول از ظاهر . ( 7 ) . تب : خردها . ( 8 ) . تب ، مج ، وز ، آج ، لب ، فق : بخشايشى . ( 9 ) . تب : دهنده ، آج ، لب بخشنده بر كمالى ، فق : بخشنده اى بر كمال . ( 10 ) . تب : بهم آرنده اى ، آج ، لب ، فق : گرد آورنده . ( 11 ) . تب ، آج ، لب : خلاف نكند وعده را . ( 12 ) . مج ، وز ، دب ، آج : شست . ( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق با ايشان .