الشيخ أبو الفتوح الرازي

155

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه حديث نفس و وسوسه و تمنّا در اين جمله است ، خداى تعالى آيت فرستاد و گفت : اين ( 1 ) در تكليف نيست از آن جا كه در وسع نيست تا نفي گمان ايشان كند ، و نظير او در معنى : ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ( 2 ) . . . ، و قوله : يُرِيدُ اللَّه بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ ( 3 ) . . . ، و : لا يُكَلِّفُ اللَّه نَفْساً إِلَّا ما آتاها ( 4 ) . سفيان عيينه را از اين آيت پرسيدند ، گفت : لا يكلَّف اللَّه نفسا الَّا يسرها ( 5 ) لا عسرها و لم يكلَّفها طاقتها و لو كلَّفها طاقتها لبلغ المجهود منها ، گفت : خوارى و آسانى تكليف كرد خداى تعالى ، و تكليف نكرد هيچ كس را طاقت او ، چه اگر تكليف طاقت كردى مكلَّف ( 6 ) به رنج افتادى ، پس تكليف دون طاقت كرد ( 7 ) . آنگه بيان اين جمله كرد و تقرير ( 8 ) عدل خود در حسابى ( 9 ) كه او را با بندگان هست ، گفت : * ( لَها ما كَسَبَتْ ) * ، گفت : او راست آنچه كرد از خير . و « كسب » در لغت هر فعلى باشد كه به او جرّ منفعت كنند ، براى اين مرغان صيد كننده را كواسب خوانند ، قال لبيد : غبس كواسب ما يمنّ طعامها و دون اين تفسير كه گفتيم كه اهل لغت دانند و شناسند معقول نيست . * ( وَعَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ) * ، و بر اوست آنچه كند از فعل بد . و فعل و افتعل اين جا به يك معنى است ، و لكن براى قرينه « لها » آن را بر خير تفسير داديم ، و براى « عليها » اين را بر شرّ حمل كرديم . * ( لَها ما كَسَبَتْ ) * ، او راست خير و ثواب و نفع آنچه او كرده باشد . و « عليها » ، و بر اوست و زر و و بال و عقوبت آنچه كرده باشد . و « ها » راجع است با « نفس » . پس از اين هيچ عاقل را شبهه نماند در آن كه جزا بر ( 10 ) عمل است ، و خداى . جلّ جلاله - با

--> ( 1 ) . همه نسخه بدلها بجز تب : آن . ( 2 ) . سوره حج ( 22 ) آيه 78 . ( 3 ) . سوره بقره ( 2 ) آيه 185 . ( 4 ) . سوره طلاق ( 65 ) آيه 7 . ( 5 ) . مج و . ( 6 ) . اساس : تكليف ، تب : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : بود ، تب : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . اساس : تقدير ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . اساس كه نو نويس است : حساب ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : اين ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .