الشيخ أبو الفتوح الرازي

149

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه مراد مىبايد كه يك ساعت بر من نگذرد كه من به عبادت مشغول نباشم ! علما او را گفتند : حاجت تو آسان است تا طاعت توانى كردن مىكن ، چون فتورى تو را در يابد يا شاغلى ( 1 ) پديد آيد ، عزم كن و نيّت ، تا تو را همچنان كه عمل كرده باشى بنويسند ، فانّ العازم كالعامل ، كه عازم چون عامل بود ، و هذا معنى قول النّبي عليه السلام : نية المؤمن خير من عمله ، براى آن كه عمل را فتور در يابد ( 2 ) و نيّت را فتورى ( 3 ) در نيابد . محمّد بن علىّ الباقر - عليهما السلام - گفت : تبدوا ما في انفسكم من الافعال الظاهرة ، آنچه ( 4 ) آشكار كنى و مردم ببيند و از تو دانند . « او تخفوه » ( 5 ) يا پنهان ( 6 ) از مردمان كه خداى داند [ از تو ] ( 7 ) و مردمان ندانند ، يحاسبكم به الله العايد على افعالكم ( 8 ) و العارف باحوالكم . و در خبر مىآيد كه : روز قيامت بنده اى را در قيامت آرند و صحيفه عمل ( 9 ) او در دست او نهند ، او نامه باز كند ، در اوّل صحيفه حجّى بيند مقبول مبرور ، ساعتى در آن مىنگرد و انديشه مىكند ، مرد حجّ كرده نباشد . حق تعالى گويد : بر خوان صحيفه عملت . او گويد : بار خدايا سهو و غلط بر تو روا نيست ، من در دار دنيا حجّ نكردم ، و اين جا حجّى ( 10 ) مقبول نوشته است ! حق تعالى گويد : تو حجّ نكردى ، و لكن فلان روز ياد دارى كه قافله حاجّ ( 11 ) مىگذشت ، تو آب در چشم بگردانيدى و گفتى ( 12 ) : كاشك ( 13 ) تا من استطاعت داشتمى تا با اينان برفتمى . من از تو صدق دانستم ، در ديوان تو حجّ بنوشتم .

--> ( 1 ) . مب ، مر تو را . ( 2 ) . همه نسخه بدلها : فتورى در آيد . ( 3 ) . همه نسخه بدلها : فتور . ( 4 ) . مب : هر آنچه . ( 5 ) . اساس : و تخفوه ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . اساس : تا بنهان ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . اساس كه نو نويس است : ندارد ، با توجّه به مج افزوده شد . ( 8 ) . اساس كه نو نويس است : افعالهم ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . مب ، مر : اعمال . ( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : حج . ( 11 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : حجّاج . ( 12 ) . همه نسخه بدلها : مىگفتى . ( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كاشكى .