الشيخ أبو الفتوح الرازي

142

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

سه‌ام ( 1 ) : كاتب را وعظ كرد تا امتناع نكند از آن كه چنان نويسد كه خداى تعالى فرمود . چهارم گفت ( 2 ) : دبير احوال تو و ستد و داد تو نداند تو را املا بايد كردن كه حق بر گردن تو است تا به اقرار و اعتراف تو نويسد آنچه نويسد . پنجم : مدين را كه وام مىستاند يا سلم مىفروشد ، او را وعظ كرد ( 3 ) ، گفت : از خداى بترس و در حال املا كردن بخسى و نقصانى به حقّ صاحب حق را مده . ششم گفت : همه كس از اينان نه آن باشد كه املا داند كردن ، بعضى از اينان سفيه و كم عقل ( 4 ) و نا بالغ و ضعيف و عاجز باشند از املا ، باز نمود كه ايشان را وليّي بايد كه نيابت كند از ايشان در اين معنى [ و ] ( 5 ) املا كند . آنگه گفت : او نيز بايد تا در آنچه مىگويد و مىكند ( 6 ) عدل كند ، آنگه گفت حكم هفتم آن است كه : كار مقرّ ( 7 ) و مقرّ له و نويسنده راست نشود كه باشد كه در آن خلافي رود ، دو گواه بايد از مردان . هشتم گفت : اگر جايى باشد كه دو مرد حاضر نباشند ( 8 ) ، يك مرد و دو زن باشند ، بيان كرد كه : گواى ( 9 ) دون زن به جاى يك مرد باشد ، چنان كه در بسيارى احكام شرعى حكم ( 10 ) ، دو زن حكم مردى ( 11 ) باشد ، و يك زن در حكم نيمه مردى باشد في الحدّ و الشّهادة و الميراث و غير ذلك . نهم ، بيان كرد كه : هر مردى و هر زنى گواهى را نشايد مگر كه مرضىّ باشند و پسنديده و ظاهر ستر و نكو سيرت . دهم ، بيان كرد علَّت اين را كه [ چرا ] ( 12 ) چنين بايد : * ( أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما ) * ، تا اگر

--> ( 1 ) . تب : سيوم ، آج ، لب ، فق ، مب : سيم . ( 2 ) . كذا : در اساس و همه نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 2 / 420 ) اگر . ( 3 ) . مب كه . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كم عقلند . ( 5 ) . اساس : زير وصالى رفته است ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . مب حق باشد . ( 7 ) . همه نسخه بدلها : بمقرّ . ( 8 ) . مب گواهى . ( 9 ) . همه نسخه بدلها : گواهى . ( 10 ) . مب اين . ( 11 ) . همه نسخه بدلها : يك مرد . ( 12 ) . اساس كه در اين مورد نو نويس است : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .