الشيخ أبو الفتوح الرازي

71

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

صلح نامه بنوشتند ( 1 ) به خطَّ امير المؤمنين على - عليه السّلام - چنان كه طرفى برفت ، و قرار دادند كه آن سال بازگردد تا ( 2 ) دگر سال قريش مكّه را رها كنند ( 3 ) و بروند ، و سه روز مكّه رسول را باشد تا در آيد و حجّ كند و هدى بكشد ، و آنچه خواهد به جاى آورد و باز گردد . چون سال ديگر در آمد ، رسول - عليه السّلام - برخاست با صحابه و لشكر تا به مكّه رود ، انديشه مىكرد كه نبادا ( 4 ) كه وفا نكنند قريش به عهدى كه كرده‌اند و با ايشان قتال بايد كردن ، و رسول - عليه السّلام - قتال ايشان را كاره مىبود در ماه حرام [ در زمين حرم ] « ، [ 236 - پ ] خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد كه در ماه حرام قتال كنند با آنان كه با ايشان قتال كنند ، و اگر چه در حرم باشد . آنگه گفت : * ( وَلا تَعْتَدُوا ) * ، شما اعتدا مكنى ، يعنى ابتدا مكنى به قتال ( 6 ) ، اگر ايشان ابتدا ( 7 ) كنند شما نيز قتال كنى . و « قتل » ، تخريب به نيت حيات باشد بأىّ ( 8 ) وجه كان ، و « مقاتله » ، مجادله و مقاساة غيرى باشد براى طلب قتل او . و مراد به سبيل خداى ، دين خداست . و گفته‌اند : مراد جهاد است . و « اعتدا » مجاوزة الحدّ باشد ، افتعال بود من عدا طوره اذا تجاوز حدّه . و محبّت از خداى تعالى ما را اراده خير و نفع و ثواب ما باشد ، براى آن كه اجتماع او با كراهت محال است ، جز آن است كه در محبّت مستمرّ است كه مضاف از مفعول به بيفگنند و مضاف اليه به جاى او بنهند ، و در ارادت اين استمرار نيست ، يقول ( 9 ) : احبّ زيدا ، و لا يقول ( 10 ) اريد زيدا ، انّما يقال ( 11 ) : اريد خيره و نفعه و ( 12 ) امرا يتعلَّق به . [ قوله تعالى ] 1 « : * ( وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ) * ، اى وجدتموهم ، بكشى ايشان را

--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : نوشتند . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و . ( 3 ) . مج ، وز : بپردازند ، فق ، مر : بردارند ، مب ، بگذارند . ( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مب : مبادا . ( 13 - 5 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مر كه . ( 7 ) . فق ، مر : قتال . ( 8 ) . مب : به هر . ( 9 ) . مج ، وز : تقول . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : تقول . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : يقولون . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : او .