الشيخ أبو الفتوح الرازي

54

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بر اين مزد ( 1 ) باشد ؟ گفت ( 2 ) : بنشين تا رسول خداى در آيد . او بنشست ، رسول - عليه السّلام - در آمد ، بوى عطر ( 3 ) شنيد ، گفت : يا عايشه ! عطر خريده اى يا حولاء عطَّاره اين جا بوده است ؟ گفت : يا رسول اللَّه ! او حاضر است و مىخواهد كه مسأله ( 4 ) پرسد ، آنگه حولاء قصّه خود با رسول بگفت . رسول - عليه السّلام - گفت : برو طاعت او دار ( 5 ) و فرمان او بر ، گفت : يا رسول اللَّه ! همچنين كنم ، و لكن مرا در اين چه مژده ( 6 ) باشد ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : هيچ زنى نباشد كه ( 7 ) در خانه شوهر چيزى برگيرد و بنهد ، و غرض او صلاح شوهر باشد ، و الَّا خداى تعالى او را حسنه اى بنويسد و سيّئه اى بسترد ( 8 ) و درجه اى ( 9 ) برفيع كند . و هيچ زن نباشد كه از شوهر بار برگيرد ، و الَّا او را چندان مزد باشد كه روزه دار نماز كن را كه شب نخسپد ، و روز روزه نگشايد و در سبيل خداى جهاد كند . هيچ زن نباشد كه او را درد زادن بگيرد ( 10 ) و الَّا به هر درد او را مزد آن كس دهند كه برده ( 11 ) آزاد كرده بود ، و به هر يك بار كه كودك را شير دهد چنان بود كه برده اى ( 12 ) آزاد كرده ( 13 ) ، چون ( 14 ) كودك را از شير باز گيرد مناديى از آسمان ندا كند كه : اى زن ! تو را عمل كفايت كردند در گذشته ، عمل با پس ( 15 ) گير در آينده . عايشه گفت : زنان را خير ( 16 ) بسيار دادند ، شما را كه مردانى ( 17 ) چيست ؟ رسول - عليه السّلام - بخنديد و گفت : هيچ مردى نباشد كه دست زن ( 18 ) گيرد بر طريق مراوده ، و الَّا ( 19 ) او را حسنه اى بنويسند . اگر دست در گردنش كند ده حسنه ، اگر بوسه دهد

--> ( 1 ) . مب : مردى . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : عايشه گفت . ( 3 ) . مج بوى . ( 4 ) . آج ، لب ، فق : مسأله اى . ( 5 ) . دب : كن . ( 6 ) . مج : مژد ، وز ، دب ، مر : مزد : آج ، لب ، فق ، مب : ندارد . ( 7 ) . مب : هر زنى كه . ( 8 ) . دب : بردارد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها او . ( 10 ) . مج : نگيرد ، دب ، درد گيرد : مر : نباشد . ( 11 ) . مج ، وز : برده اى ، دب در راه خدا ، مب : بنده . ( 12 ) . مب ، مر : بنده . ( 13 ) . دب ، آج ، لب بود . ( 14 ) . مب ، مر : و چون . ( 15 ) . همهء نسخه بدلها : باسر . ( 16 ) . فق : چيز . ( 17 ) . دب ، مب ، مر : مردانيد . ( 18 ) . همهء نسخه بدلها : زنش . ( 19 ) . مب كه .