الشيخ أبو الفتوح الرازي

52

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

مباشرت كاللَّباس ، و اين قول ابن زيد است . ابو عبيده گفت : از زن كنايت كنند به لباس و فراش و ازار ، شاعرى گفت عمر خطَّاب را : [ ألا ا ] ( 1 ) بلغ ابا حفص رسولا فدى لك من اخي ثقة ازاري قيل : نسائي ، و قيل : نفسي . * ( عَلِمَ اللَّه أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ ) * ، خداى دانست كه شما با خود خيانت كرده اى ( 2 ) يعنى بالجماع بعد العشاء الاخرة ، به آن كه از پس نماز خفتن با زنان خود [ خلوت ] ( 3 ) كرده اى ( 4 ) و ( 5 ) شما را از آن نهى كرده بودند و اين هم كنايتى نيكوست ، براى آن كه آن كس كه با كسى خيانتى كند نقصانى كند غير خود را ( 6 ) براى منفعت خود ، ايشان در اين باب نقصان حظَّ خود كردند از ثواب ، خداى تعالى آن را خيانت خواند ، پس آنگه چنان پوشيده داشتند تا از خود پنداشتى ( 7 ) پوشيده مىدارند ( 8 ) ، چنان كه خاين خيانت ( 9 ) پوشيده دارد ، حق تعالى به خيانت كنايت كرد از اين [ دو معنى ] ( 10 ) . * ( فَتابَ عَلَيْكُمْ وَعَفا عَنْكُمْ ) * ، اكنون چون توبه كردى ( 11 ) ، خداى تعالى توبه شما قبول كرد و عفو بكرد شما را ( 12 ) ، اين دليل است بر آن كه قبول توبه بر خداى تعالى واجب نيست ، و اسقاط عقاب نه بر سبيل وجوب است عند آن كه عقيب ( 13 ) قبول توبه ، لفظ عفو گفت ، و آن را كه اسقاط [ 232 - ر ] عقاب او واجب باشد در حقّ او لفظ عفو نيكو نباشد . * ( فَالآنَ ) * ، اكنون ، اين عبارت است از حال ، اعنى آن وقت كه در او باشى ، و هو الزّمان بين الزّمانين ، وقتى باشد از ميان دو وقت ماضى و مستقبل ، آن را هم حال خوانند و هم حاضر در عبارت نحويان . * ( بَاشِرُوهُنَّ ) * ، اكنون مباشرت كنى با ايشان ،

--> ( 2 - 1 ) . مب : كرديد ، مر : كرده‌ايد . ( 10 - 3 ) . اساس : افتادگى دارد : با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 11 - 4 ) . مب ، مر : كرديد . ( 5 ) . مب حال آن كه . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : نقصانى كند مال او را . ( 7 ) . مب : نيز گويا . ( 8 ) . مر : مىدارى . ( 9 ) . آج ، لب ، مب ، مر را . ( 12 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر از اپن و . ( 13 ) . آج ، لب ، فق : عقب ، مب : زيرا كه در عقب .