الشيخ أبو الفتوح الرازي
50
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
قصّه باز گفت . رسول - عليه السّلام - گفت : خطا كردى . جماعتى ديگر برخاستند و گفتند : يا رسول اللَّه ! ما را هم اين حادثه افتاد ، و لكن شرم داشتيم كه اين حديث در مجلس تو بگوييم ، هيچ رخصتى هست ما را ؟ رسول - عليه السّلام - گفت : رخصت به دست من نيست ، خداى تعالى از كرمش اين حكم از ايشان برگرفت ، و اين آيت فرستاد ، و مباح كرد ايشان را مقاربت كردن با حلال خود در شبهاى ماه رمضان ، گفت : حلال كردند شما را شب روزه . و نصب او بر ظرف است ، اى في ليلة الصّيام ، و كوفيان گفتند : منصوب است بعدم الخافض . * ( الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ ) * ، « رفث » كنايت است از جماع . عبد اللَّه عبّاس گفت : انّ اللَّه [ حيىّ ] ( 1 ) كريم ، خداى تعالى شرمگن ( 2 ) است ، يعنى كريم است . اين لفظ مصرّح نگفت به كنايت گفت هر جا « كه گفت ، يك جا مباشرت گفت ، و يك جا ملامست ، و يك جا افضا و يك جا دخول و يك جا رفث . دگر خواست تا تو را ادب آموزد تا اين لفظ [ بر زبان ] ( 4 ) ، [ 231 - پ ] نرانى ، چه در عرف مستهجن است . دگر آن كه عرب اين كنايات گفتهاند ، و قرآن به لغت ايشان فرود آمد ، و اين همهء كنايات است از جماع ، قال الشّاعر : فظلنا هنالك في نعمة و كلّ اللَّذاذة الَّا الرّفث اى غير الجماع . قتيبى ( 5 ) گفت : رفث افصاح و تصريح باشد به ذكر آنچه كنايت بايد كردن از او از ذكر نكاح ، و اصل او فحش باشد و كلام قبيح ، و قال العجّاج : و ربّ اسراب حجيج ( 6 ) كظَّم عن اللَّغا و رفث التّكلَّم زجّاج گفت : رفث كلمتى است جامع هر مراد را كه مردان را باشد از زنان ، قال الشّاعر :
--> ( 4 - 1 ) . اساس : افتادگى دارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : شرمگين . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : كجا . ( 5 ) . آج ، لب : متيمى ، دب : قتبنى ، فق : ميتمى ، مب : ميثمى ، مر : مشعبى . ( 6 ) . اساس : حجيم ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و منابع لغت و شعر تصحيح شد .