الشيخ أبو الفتوح الرازي
34
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
مرضع را بايد تا ناسخ باشد حكم بيمار و مسافر را . پس اين تكرار براى آن كرد تا بدانند كه اين حكم بر جاى خود است در حقّ بيمار و مسافر . و بيان كرديم كه : خداى تعالى چنان كه به مرض افطار واجب كرد ، به سفر همچنين كرد براى آن كه به نفس سفر ايجاب قضا كرد - و لا قضاء الَّا بعد الافطار فايجاب القضاء ايجاب للافطار ( 1 ) . اگر گويند : در آيت محذوفى هست ، و تقدير آن كه : فافطر فعليه عدّة ، گوييم : اين زيادتى باشد در ظاهر قرآن من غير دليل . اگر گويند : نه در آيت حجّ آن جا كه گفت : فَمَنْ كانَ [ مِنْكُمْ ] ( 2 ) مَرِيضاً أَوْ بِه أَذىً مِنْ رَأْسِه فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ ( 3 ) . . . ، اتّفاق است كه آن جا « فحلق » محذوف است ؟ و اين تقدير مىبايد كردن : [ فمن كان منكم مريضا او به اذى من رأسه فحلق ففدية ] ( 4 ) گوييم : بلى چنين است ، و لكن آن جا دليل هست و آن اجماع است ، و اين جا دليل نيست - فافترق الامران . خلاف كردند در حدّ آن بيمارى كه با آن افطار شايد كردن . بهرى گفتند : بيماريى ( 5 ) باشد اندك و بسيار . حسن بصرى و ابراهيم نخعى گفتند : هر بيمارى كه با آن نماز نتواند ( 6 ) كردن بر پاى ، آن جا افطار بايد كردن و چون نماز تواند كردن بر پاى ، افطار نشايد كردن . عطاردىّ گفت : در نزديك ابن سيرين شدم در ماه رمضان نان مىخورد ، گفتم : چرا ؟ گفت : انگشتم درد مىكند ، مذهب ما و مذهب شافعى آن است كه هر ( 7 ) بيمارى كه داند با آن بيمارى زياده شود ، و روزه زيان دارد بيمارى را افطار بايد كردن ، از هر نوع كه باشد ، اگر در تن باشد ، و اگر در اطراف ، و اگر در ( 8 ) چشم باشد
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : الافطار . ( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به ديگر نسخه بدلها از قرآن مجيد افزوده شد . ( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 196 . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : هر بيمارى كه . ( 6 ) . وز ، دب ، لب ، فق ، مر : نتواند ، مب : نتوان . ( 7 ) . وز ، آج ، لب : هر گه . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : درد .