الشيخ أبو الفتوح الرازي
377
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
چون دو لشكر روى به هم آوردند ، جالوت كس فرستاد به طالوت تا پيش ( 1 ) من آى به كالزار ( 2 ) يا كسى ( 3 ) را پيش من فرست ، اگر او مرا بكشد ملك من شما را باشد ، [ و اگر من او را بكشم ملك شما مرا باشد ] ( 4 ) . طالوت [ در ماند ] ( 5 ) ، بفرمود تا در لشكر او ندا كردند كه : كيست كه به مبارزت جالوت بيرون شود ، و من كه طالوتم دختر به او دهم و ملك با او بخشم به دو نيمه ؟ كس اجابت نكرد ، كه آن ملعون مهيب مردى بود و شجاع و منكر . طالوت پيغامبر را گفت : دعا كن خداى را و از خداى در خواه تا تو را خبر دهد از كار اين كافر . اشمويل دعا كرد . خداى تعالى جبريل را فرستاد و قرنى در او روغن قدس و تنورى از آهن ، و گفت خداى ( 6 ) مىگويد : كشنده جالوت مردى باشد كه اين قرن بر سر او نهند ( 7 ) ، روغن در قرن ( 8 ) بجوشد و از قرن بيرون آيد ، و گرد سر او بر گردد چون تاجى ، و به رويش فرو نيايد و در اين تنور آهن شود ، اين تنور يك اندام ( 9 ) او باشد نه بيش و نه كم . طالوت آن جماعت حاضران را بخواند و تجربت كرد ، بر هيچ كس راست نبود ، خداى تعالى وحى كرد كه : اين مرد از فرزندان إيشا است ، إيشا فرزندان خود را حاضر كرد ، دوازده مرد شجاع تمام بالا جسيم و سيم ، يك يك را عرضه مىكردند بر آن قرن ، و روغن هيچ نمىجنبيد . و در ميان ايشان يكى بود به بالا از همهء درازتر و به تن از همه ضخمتر ( 10 ) ، هر بار او را عرض ( 11 ) مىكرد و فايده ( 12 ) نبود . خداى تعالى وحى كرد به دو كه : چه چشم در اين جسيم ( 13 ) طويل زده اى كه : انا لا نأخذ الرجال على صورهم و
--> ( 1 ) . مج ، وز : يا پيش ، دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : كه با پيش . ( 2 ) . مج ، وز ، آج ، فق ، مب ، مر : كارزار . ( 3 ) . اساس : تا كسى ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : خداى تعالى . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها اين . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : روغن در او . ( 9 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 2 / 306 ) : تنور باندام . ( 10 ) . آج ، لب : ضخيمتر . ( 11 ) . مج : عرضه . ( 12 ) . مج ، وز : فايده . ( 13 ) . وز : جسم .