الشيخ أبو الفتوح الرازي

360

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

چون جهان با شكونه ( 1 ) گردد كارى در جهان مستقيم كى ماند : اذا وصف الطَّائىّ بالبخل مادر و عيّر قسّا بالفهاهة باقل و قال السّهى للشّمس أنت خفيّة و قال الدّجى يا صبح لونك حايل و طاولت الأرض السّماء سفاهة و ( 2 ) فاخرت الشّهب الحصى و الجنادل فياموت زر إنّ الحياة ذميمة ( 3 ) و يا نفس جدّي انّ دهرك هازل از اين حديث رها كن كه وقت برسد و اين بنرسد - هذا خطب يطمّ و أمر لا يتمّ - عدنا الى ما كنّا فيه . * ( وَزادَه بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ) * ، قيل : اراد طول القامة ، بنى اسرايل بغايت ( 4 ) دراز بودند و از ايشان به سرى و گردنى درازتر بود . در ميان جمعى مىرفتى از همه سر برداشته ( 5 ) و گردن فراشته بودى ، تا پندارى شاعر او را گفت : فجاءت به سبط العظام كأنّما عمامته بين الرّجال لواء براى اين به بالاى آن عصا بود كه از آسمان آوردند ، بيانش : وَزادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً ( 6 ) ، اگر نا اهلى را كه نه از خانه نبوّت و مملكت بود ، چون اين دو خصلت در او يافتند اهليّت تقدّم و مملكت بنى اسرايل داشت ، آن را كه از خانه بود بل كه خداوند خانه بود ، اين دو خصلت با جمله خصال خير در او بود بر چو ( 7 ) تويى تقدّم نمىرسد او را ؟ قولى ديگر آن است كه : مراد به « بسطت جسم » قوّت و شجاعت است در اين هر دو خصلت اجماع منعقد است كه كس با او مقارب نبود او را ، چه باشد اگر به طول طالوت نباشد طالوت با طولش از قتال جالوت و جولان با او قاصر و عاجز بود تا داود ( 8 ) با قصر قامت اعلام قيامت به او نمود ، نظر به طول نيست و به عرض ، نظر به طول است و به عرض چه اگر آن بود و اين نبود ، « كطول بلا طول و عرض بلا عرض » باشد .

--> ( 1 ) . دب ، آج : باژ گونه . ( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد . ( 3 ) . مج ، فق ، مب ، مر : دميمة . ( 4 ) . دب : بسيار . ( 5 ) . مب ، مر : بودى . ( 6 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 69 ، كلمه « بسطة » در قرآنهاى چاپى به صورت « بصطة » هم هست . ( 7 ) . دب مب ، مر : چون . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : داود / داود .