الشيخ أبو الفتوح الرازي

2

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

روزهاى ديگر ، مىخواهد خدا به شما آسانى ( 1 ) و نمىخواهد به شما دشوارى ( 2 ) و تا تمام كنيد عدد ( 3 ) و تكبير كنيد ( 4 ) خداى را بر آن كه شما را هدايت داد و تا همانا ( 5 ) شاكر شويد . بدان كه ظاهر آيت خطابش متوجّه است بر مؤمنان ، و امّا كافران داخلند در اين عبارت به دليلى ديگر جز ظاهر آيت ، و مرجع اين با آن بود كه كفّار ( 6 ) مخاطبند به شرايع يا نه ؟ و در جاى خود بيايد - ان شاء اللَّه ، بنزديك ما مخاطبند ، و بنزديك فقها نيستند ( 7 ) . امّا در آيت دليل نيست بر آن كه كفّار مخاطب نيستند به شرايع براى آن كه دخول مؤمنان در خطاب به [ دليلى منع نكند ] ( 8 ) از دخول كافران در آن خطاب به دليلى ديگر ، و اين قول به دليل الخطاب باشد و آن ( 9 ) باطل است بنزديك بيشتر اهل علم . و * ( كُتِبَ ) * را معنى آن است اين جا كه : « فرض » به تفسير مفسّران . و صيام ، مصدر صام باشد ، چنان كه قيام مصدر قام . و صوم همين معنى دارد ، و ( 10 ) او در لغت امساك بود . ابن دريد گفت : هر چه متحرّك باشد ( 11 ) ساكن شود او را گويند صام ، يقال : صامت الشّمس اذا قامت في وسط ( 12 ) زوالها ، قال الرّاجز : حتى اذا صام النّهار و اعتدل و سال للشّمس لعاب فنزل و صام الفرس آن باشد كه ( 13 ) ايستاده باشد ( 14 ) ، قال النّابغة : خيل صيام و خيل غير صائمة تحت العجاج و اخرى تعلك اللَّجما و در شرع عبارت بود از امساكى [ 219 - پ ] مخصوص ( 15 ) بر وجهى مخصوص ، و

--> ( 1 ) . آج ، لب ، فق : خوارى . ( 2 ) . آج ، لب ، فق : دشخوارى . ( 3 ) . آج ، لب ، فق : تمام كنى عددى . ( 4 ) . وز ، آج ، لب ، فق : تكبّر كنى . ( 5 ) . مج ، وز ، آج ، لب شما . ( 6 ) . وز : گفتند . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : مخاطب نه‌اند . ( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها و دليل الخطاب . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها معنى . ( 11 ) . مب و . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها السّماء قبيل . ( 13 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر اسپ . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها و علف نخورد : ( 15 ) . همهء نسخه بدلها در زمانى مخصوص .