الشيخ أبو الفتوح الرازي
55
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بيايد با ما باشد و براى ما گواهى دهد ، و به پيغمبر ما ايمان دارد و بگويد كه : ما به حق اوليتريم از شما كه مشركانى ، چه او داند كه ما اهل كتابيم و كتاب ما حق است و پيغمبر ما موسى - عليه السّلام - پيغمبرى صادق بود ، چنان كه خداى تعالى در دگر آيت گفت : إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ ( 1 ) . و چون رنجى از مشركان به ايشان رسيدى ، دعا كردندى كه : اللَّهم انصرنا بالنّبىّ المبعوث في آخر الزّمان الَّذي [ 113 - پ ] نجد نعته فى التّورية ، بار خدايا ما را نصرت كن به پيغامبر آخر زمان كه ما نعت و صفت او در توريت مىيابيم . چون وقت آمدن رسول - عليه السّلام - بود ، گفتند : قد اظلّ زمان نبىّ يخرج بتصديق ما قلنا ، نزديك آمد روزگار پيغامبرى كه بيايد و بيان كند راستى آن را كه ما گفتيم . * ( فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِه ) * ، چون او بيامد و او را شناختند و دانستند به نعت و صفت او در توريت كافر شدند به او ، و گفتند : اين نه آن پيغامبر است كه ما نعت و صفت او در توريت خواندهايم ، كافر شدند با آن كه دانستند به بغى و حسد . * ( فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكافِرِينَ ) * ، لعنت خدا بر كافران باد . * ( بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِه أَنْفُسَهُمْ ) * ، « بئس » و « نعم » دو فعل ماضىاند مخالف دگر افعال ، هم به بنا و هم به حكم ، و در اصل « نعم » و « بئس » بوده است على وزن فعل ، و آن را فعل مدح و ذمّ گويند ، و تصريف در او نشود ، و فاعل ( 2 ) او اسمى بايد ( 3 ) كه « لام » تعريف جنس در او بود ، و به اين كفايت نباشد تا مخصوص بالمدح يا بالذّم با او نباشد ، چنان كه نعم الرّجل زيد و بئس الغلام عمرو . الرّجل ( 4 ) فاعل باشد و زيد مخصوص باشد به مدح يا به ذمّ ، و باشد كه اسم فاعل اضمار كنند ، و اسمى نكره منصوب بر ( 5 ) جاى ( 6 ) بدارند ، چنان كه : نعم رجلا زيد ، تقدير اين باشد كه : نعم الرّجل رجلا زيد ، و اين جا تقدير اين است : بئس الشّىء شيئا . و « ما » نكرهء موصوفه است . * ( اشْتَرَوْا بِه أَنْفُسَهُمْ ) * ، كه بفروختند به آن خود را * ( أَنْ يَكْفُرُوا ) * ، « ان » با فعل در جاى مصدر است ، و او مخصوص به ذمّ است ، و معنى آن است كه : بد چيزى است
--> ( 1 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 19 . ( 2 ) . مب فعل . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : باشد . ( 4 ) . مج ، وز : و الرّجل . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها تميز به . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها او .