الشيخ أبو الفتوح الرازي
279
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
كردند در بازارها نبودند و در محلَّهها ( 1 ) نبودند ، آهنگ سراهايشان كردند ، درها استوار بسته بود ، به بامها بر رفتند و نگاه كردند ، كس را نديدند . فرعون را خبر دادند از گريختن بنى اسرايل . فرعون گفت : ايشان از من كجا توانند گريختن ؟ امشب وقت نماند ( 2 ) بباشيد تا فردا بامداد بر اثر ايشان برويم ، و ايشان را باز آريم . پس بفرمود تا لشكرها جمع شد و مناديان ندا مىكردند كه : إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ، وَإِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ ، وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ ( 3 ) ، و تعبيه ساختند و موعد كردند كه خروس بانگ كند برويم . حق تعالى چنان تقدير كرد كه آن شب در همه دنيا ( 4 ) هيچ خروس بانگ نكرد تا روز روشن شد . فرعون لشكر بساخت و هامان را با هزار هزار و نهصد هزار سوار بر مقدّمه بفرستاد ، و فرعون بر ساقهء لشكر مىرفت با هفتاد هزار سوار همه با جامههاى سياه و رايتهاى سياه و اسپان سياه . موسى - عليه السّلام - در پيش ايشان مىرفت . هارون بر مقدّمهء او ، و او بر ساقهء لشكر همچنين مىرفتند تا به كنار دريا رسيدند [ و آب دريا در غايت زيادت بود . چون به كنار دريا رسيدند ] ( 5 ) ، باز پس نگاه كردند ، لشكر ديدند در پيش ، دريا و از پس ، لشكر ( 6 ) موسى - عليه السّلام - فرو ماند ، در خداى تعالى تضرّع كرد . بنى اسرايل گفتند : يا موسى ! ما را چه تدبير است ( 7 ) ؟ دريا پيش آمد ، و از پس ، دشمن ، ما چه چاره سازيم ؟ گفت : دل مشغول مدارى كه : إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 8 ) ، خداى با من است مرا راه نمايد . حق تعالى وحى كرد به موسى كه : أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ ( 9 ) . . . ، عصا بر دريا زن . در خبر مىآيد كه : موسى - عليه السّلام - يك بار عصا بزد هيچ اثر نكرد ، بار
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : محلها . ( 2 ) . اساس : نماز ، با توجّه به مج و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 3 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 54 تا 56 . ( 4 ) . مج : همه در دنيا . ( 5 ) . اساس كه نو نويس است : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 6 ) . مج : و لشكر از پس . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، وز ، مب ، مر ما را راه نماى . ( 8 ) . سورهء شعراء ( 26 ) آيهء 62 . ( 9 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 63 .