الشيخ أبو الفتوح الرازي
192
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
نه ( 1 ) تقديم و تأخير است ، غرض تعداد نعمت است ، نبينى كه يكى از ما گويد : الم اطعمك ( 2 ) ثمّ كسوتك ثمّ اعطيتك ثمّ حملتك ، نه من تو را طعام دادم و جامه دادم و عطا دادم و اسب دادم ، و اگر چه آنچه مقدّم گويد ، مؤخّر كرده باشد ، [ 51 - پ ] چه نظر او به تقديم و تأخير نباشد ، نظر او به تعداد باشد . و نصب * ( سَبْعَ سَماواتٍ ) * ، بر حال است . * ( وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * ، « عليم ( 3 ) » در اين آيت واقع باشد هم بر موجود هم بر معدوم ، چه قديم - جلّ جلاله - معدومات داند چنان كه موجودات داند . و « عليم » ، از عالم بليغتر باشد . اگر گويند : پس آن كه ذكر خلق آسمانها كرد و خلق چيزها كه در زمين است ، بايست تا گويد : على كلّ شىء قدير ، كه ذكر قادرى لايقتر است اين جا از ذكر عالمى ، جواب آن است كه گوييم : « عليم » گفتن ، اين جا بليغتر است از « قدير » ، چه در « عليم » زيادت معنى هست كه در « قدير » نيست ، براى آن كه قادر فعل ( 4 ) كند كه محكم نباشد ، و لكن عالم آنچه كند محكم و متقن باشد . پس حق تعالى در اين آيت باز نمود كه : من آنچه كردم از خلق آسمان بر سبيل احكام و اتّساق است . پس در اين آيت چون وصف به عالمى كرد ، براى ( 5 ) معنى قادرى در آن داخل بود ، و اگر قادرى گفتى ، عالمى در آن داخل نبودى ، پس ذكر عالمى اين جا بهتر از ذكر قادرى . و عالم ، هر آن ذاتى بود كه از او صحيح باشد ايجاد مقدور خود كردن بر وجه احكام و اتّساق . امّا كيفيّت خلق آسمان . در خبرى جامع كه روايت كردهاند به اسناد از مقاتل و ضحّاك ، كه ايشان گفتند : خداى - عزّ و جلّ - آسمان دنيا از دود بيافريد ، و از زمين تا آسمان دنيا پانصد ساله راه است ، و از آسمان تا به آسمان پانصد ساله راه است ، و غلظ ( 6 ) هر آسمانى ، پانصد ساله راه است . و آسمان دنيا بر لون آهن افروخته آفريد و نام او « رقيع » است ، و در آسمان دنيا فريشتگانى هستند ، ايشان را خداى تعالى از نور و آتش و آب آفريده است ، و مهتر
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها ترتيب و . ( 2 ) . مج ، وز : الم اكن اطعمتك . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : شىء . ( 4 ) . مر : فعلى . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : بر اين . ( 6 ) . دب : غلظت .