الشيخ أبو الفتوح الرازي
154
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بنيان البيت و سماؤه اعلاه باشد ، تا اين از روى بلندى مطابق آن باشد از روى پستى . و قول ديگر آن است كه : آسمانهء خانه باشد كه مبنى نباشد چون آسمانهء خيمه و خباء عرب ، پس « بناء » گفت تا از آن پيدا بود ، چنان كه شاعر گفت : بنا السّماء فسوّيها ببنيتها و لم تمدّد ( 1 ) باطناب و لا عمد [ 38 - ر ] آفريدن آسمان و بر كشيدن او بى عمدى و گستردن زمين بى سندى ، دليل است بر قادر الذّاتى او ، چه قادر به قدرت ( 2 ) چنين فعل ( 3 ) نتواند كردن . * ( وَأَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً ) * ، [ در او ] ( 4 ) دو قول گفتهاند : قولى آن كه به « سماء » ابر خواست ، و گفتهاند كه : [ خداى تعالى ] ( 5 ) اين ابر را چون جامه اى يا چيزى كه در آب نهى نشف كند آفريد . ابر به دريا فرو شود و بر آيد و در هوا متراكم شود ، باد بر او آيد و آن را بيفشارد ، چنان كه گفت : وَأَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً ( 6 ) . بر اين قول ، آب باران ، آب دريا بود . و قولى ديگر آن است كه : مراد به « سماء » ، آسمان است و آب باران از آسمان ( 7 ) مىآيد و خداى تعالى اين ابر را مغربل آفريده است و حايل كرده در هوا ميان آسمان و زمين تا چون از آسمان بيايد بر او آيد ، و تاب و اعتمادش بستاند به مقدارى مقدّر به زمين آيد ، چه اگر نه چنين بودى ، زمين بيران ( 8 ) شدى . و اين قول درستتر است براى آن كه ، لفظ قرآن بر حقيقت مانده است ، و بر قول اوّل مجاز باشد ، و كتاب خداى را - جلّ جلاله - تا بر حقيقت حمل شايد كردن ، بر مجاز حمل نبايد كردن . قوله : * ( فَأَخْرَجَ بِه مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ ) * ، « به » ، يعنى به باران از درختان و زمين براى شما ميوهها ( 9 ) بيرون آرد تا روزى بود شما را ، چنان كه گفت : أَنَّا صَبَبْنَا
--> ( 1 ) . آج : تمدّ . ( 2 ) . آج ، در بالاى سطر با خطى متفاوت از متن افزوده : محدث . ( 3 ) . مج ، لب ، فق ، وز ، مب بداند و ، مر : چنين فعلى تواند كردن و داند . ( 4 ، 5 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد . ( 6 ) . سورهء نبأ ( 78 ) آيهء 14 . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : سماء . ( 8 ) . دب ، مب ، مر : ويران . ( 9 ) . اساس : ميوها / ميوهها .