الشيخ أبو الفتوح الرازي

108

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قوله : * ( وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ) * ، « آخرت » ، صفت موصوفى محذوف است ، تقدير اين است كه : و بالدّار الاخرة ، به سراى باز پسين ، يعنى قيامت يقين دانند . و براى آنش « آخرت » خواند ( 1 ) كه متأخّر است از دنيا ، و مراد امورى است كه در آخرت باشد از بعث و نشور و حساب و كتاب و ثواب و عقاب . و « يقين » ، هر علمى باشد مستدرك پس ( 2 ) شك ، سواء اگر ضرورى بود و اگر [ 21 - ر ] اكتسابى . و از اين كار نگويند كه : من وجود خود به يقين مىدانم ، كه اين علم نه مستدرك است ، و خداى را - جلّ جلاله - عالم خوانند و متيقّن نخوانند براى اين را كه گفتيم . اگر گويند : نه معنى اين داخل است ، فى قوله : * ( الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ) * ، اين جا تكرار كردن چه معنى دارد ؟ جواب از دو وجه باشد : يكى آن كه ، آن جا اجمال كرد و بر سبيل جمله گفت ، و اين جا تفصيل داد ، چه اوّل مجمل است و اين معيّن . ديگر ( 3 ) آن كه ، در آن آيت جمله مراد بود ، و در اين آيت قيامت را از آن جمله به ذكر افراد كرد تخصيص را ، چنان كه خداى تعالى گفت : وَإِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ ( 4 ) . . . ، و قال تعالى : وَمَلائِكَتِه وَرُسُلِه وَجِبْرِيلَ وَمِيكالَ ( 5 ) . روايت كرده‌اند از رسول - صلَّى اللَّه عليه و إله - كه گفت : يا عجبا كلّ العجب للشّاكّ فى اللَّه و هو يرى خلقه ، گفت : عجب و همه عجب از آن كه در خداى تعالى به شك باشد ، و او خلق را مىبيند ! و يا عجبا از آن كس نشأت اولى مىداند و نشأت اخرى را منكر ( 6 ) باشد ! و يا عجبا از آن كس كه نشور و بعث را منكر باشد و او هر روز و هر شب بميرد و زنده شود ، يعنى خواب و بيدارى ( 7 ) ! و يا عجبا از آن كس كه او به سراى خلود ، يعنى به بهشت تصديق كند و به راست دارد ، و او سعى كند براى سراى غرور ! و يا عجبا از متكبّر فخور ، و او را از نطفه آفريده‌اند ، و باز ( 8 ) مردارى شود و در اين ميانه خود نداند كه با او چه خواهند كردن !

--> ( 1 ) . مج ، دب ، وز ، مر : خوانند . ( 2 ) . مب ، مر از . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : دوم . ( 4 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 7 . ( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 98 . ( 6 ) . آج ، لب ، مب ، مر : آن كس كه او به سراى خلود منكر . ( 7 ) . مب ، مر : يعنى به خواب رود و بيدار شود . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر به .