الشيخ أبو الفتوح الرازي
65
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
و در خبر است كه : چون رسول - عليه الصّلاة و السّلام - كسى را از ( 1 ) اصحاب ( 2 ) بلا بديدى ، گفتى : الحمد للَّه الَّذي عافاني [ 12 - ر ] ممّا ابتلاه و فضّلني على كثير ممّن خلق تفضيلا ، و گفتى : هر كس كه عند چنين حال اين كلمات بگويد ، شكر عافيت گزارده باشد . و صادق - عليه السّلام - مىگويد كه : رسول عليه الصّلاة و السّلام - چون در آينه نگريدى ، گفتى : الحمد للَّه الَّذي أحسن خلقي و خلقي وزان منّي ما شان من غيري . و بعضى اهل علم گفتند : « حمد » كلمتى است جامع حمد ( 3 ) و شكر را ، و از اين جاست كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : سبحان اللَّه نصف الميزان ، و الحمد للَّه ملاء ( 4 ) الميزان ، گفت : « سبحان اللَّه » نيمهء ترازو باشد ، و « الحمد للَّه » ، همهء ترازو باشد ، براى آن كه حمد جامع است هر دو طرف را . و در خبر است كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : چون بنده بگويد : الحمد للَّه كما هو اهله ، فرشتگان از نوشتن ( 5 ) باز ايستند ، حق تعالى گويد : [ ملائكتى ] فرشتگان من ! چرا اين كه بندهء من بگفت ، بر او ننوشتى ( 6 ) ؟ گويند : بار خدايا ! ما آن توانيم نوشتن كه دانيم . ما چه دانيم كه تو از اهل چه اى از حمد ! جز تو ندانى كه سزاوار چه اى از حمد ! آنچه تو مستحقّ آنى تو دانى ، ما ندانيم . بكر بن عبد اللَّه المزنىّ گفت : حمّالى را ديدم بارى گران بر پشت گرفته و مىرفت ، و همهء راه مىگفت : « الحمد للَّه استغفر اللَّه » من او را گفتم : يا هذا ! تو چيزى ديگر ندانى جز اين دو كلمه ؟ گفت : دانم ، و قرآن نيز دانم . گفتم : چرا جز اين دو كلمه نگويى ؟ گفت : براى آن كه من از دو حالت خالى نيستم : هر وقتى نعمتى از خداى تعالى به من فرو مىآيد و گناهى از من به آسمان مىشود . شكر آن نعمت را كلمهء « الحمد » مىگويم ، و جبران گناه را استغفار مىكنم تا مگر خداى تعالى رحمت كند . گفتم : سبحان اللَّه ! اين حمّال فقيه تر از من ( 7 ) است .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها جمله . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، وز ، فق در . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : مدح را . ( 4 ) . دب ، لب ، فق : مثل ، آج ، وز : كلّ . ( 5 ) . مب ، مر : از ثواب نوشتن آن . ( 6 ) . ننوشتى / ننوشتيد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : مزنى .