الشيخ أبو الفتوح الرازي

36

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ ، قُمْ فَأَنْذِرْ ( 1 ) . خديجه برخاست ( 2 ) و بنزديك عمّ خود ورقة بن نوفل رفت و او را از اين حال خبر داد . او چون اين بشنيد ، شادمانه شد و گفت : يا خديجه ! اين علامت و حكايت كه تو مىگويى ، دليل آن مىكند كه اين شوهر تو پيغمبر آخر الزّمان است كه ما نعت او ( 3 ) در توريت و انجيل خوانده‌ايم ، آنگه اين بيتها انشا كرد در اين معنى [ بگفت ] ( 4 ) : فإن يك حقّا يا خديجة فاعلمي حديثك إيّانا فأحمد مرسل و جبريل يأتيه و ميكال معهما من اللَّه وحى يشرح الصّدر منزل يفوز به من فاز عزّا لدينه و يشقى به الغاوى الشّقىّ المضلَّل فريقان منهم فرقة في جنانه و اخرى بأغلال الجحيم مغلَّل آنگه ورقه نوفل بيامد و رسول را - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : تو را بشارت باد كه تو آنى ( 5 ) كه عيسى - عليه السّلام - به تو بشارت داد خلقان را ، و تو بر ( 6 ) مانند آنى كه عيسى - عليه السّلام - بود ، و تو پيغمبر ( 7 ) مرسلى ، و تو را جهاد فرمايند ، و اگر من آن روزگار دريابم با تو ( 8 ) جهاد كنم . چون ورقة بن نوفل فرمان يافت ( 9 ) ، رسول - عليه السّلام - فرمود كه ( 10 ) : او را ديدم در بهشت جامه‌هاى حرير پوشيده ، اين خبر و مانند اين ( 11 ) اخبار ، دليل كند كه اين سورت مكّى است . و خلاف نيست ميان علما ( 12 ) كه اين سورت هفت آيت است ، امّا در كيفيّت عدد خلاف كرده‌اند . عبد اللَّه عبّاس ( 13 ) و اصحاب او چون : عطا و سعيد بن جبير و عبد اللَّه عامر و اهل كوفه ، * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * ( 14 ) آيتى شمردند ، و اهل بصره و شام ،

--> ( 1 ) . سورهء مدثّر ( 74 ) آيهء 1 و 2 . ( 2 ) . اساس : برخواست . ( 3 ) . مج ، وز ، فق : نعت و صفت وى ، دب ، آج ، لب ، مب ، مر : نعت و صفت او . ( 4 ) . اساس : ندارد ، از مج افزوده شد ، مب نظم . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : تويى . ( 6 ) . دب ما . ( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، وز : پيغمبرى . ( 8 ) . مب ، مر : دريابم در قدم تو . ( 9 ) . آج ، لب ، فق ، وز : با پيش خداى تعالى شد . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : گفت من . ( 11 ) . مج ، آج ، لب ، فق ، وز از . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها در آن . ( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر گفت . ( 14 ) . سورهء فاتحة الكتاب ( 1 ) آيهء 1 .