الشيخ أبو الفتوح الرازي

32

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اساس دنيا مكّه است ، و اساس آسمانها « غريبا » ( 1 ) است ، و آن آسمان هفتم است . و اساس زمينها « عجيبا » است ، و آن زمين هفتم است ، و اساس بهشتها ، بهشت « عدن » است و آن ناف بهشتهاست يعنى ميانه . و اساس دوزخ ، جهنّم است و آن دركهء ( 2 ) ، هفتم است . و اساس خلق ، آدم است . و اساس پيغمبران نوح است . و اساس بنى اسرائيل ، يعقوب است . و اساس كتابها قرآن است ، و اساس قرآن فاتحة الكتاب است . چون تو را رنجى و بيماريى ( 3 ) باشد ، فعليك بالاساس تشف باذن اللَّه ، اين سوره بسيار خوان تا شفا يا بى به فرمان خداى تعالى . امّا « شفاء » : ابو سعيد خدرىّ روايت كند كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : فاتحة الكتاب شفاء من كلّ سمّ ( 4 ) . ابو سليمان روايت كند كه : با رسول - عليه السّلام - به غزايى بوديم ، مردى بعلَّت صرع بيفتاد . يكى از جمله صحابه فراز شد ( 5 ) و سورة فاتحة ( 6 ) در گوش او خواند . برخاست ( 7 ) و تندرست شد . ما رسول را بگفتيم ، گفت : هى امّ القرآن و هى شفاء من كلّ داء . خارجة بن الصّلت البرجمىّ گفت : من با عمّم از نزديك رسول - عليه السّلام - مىآمديم ، به قبيله اى از قبايل عرب بگذشتيم . ما را گفتند : ما چنان مىدانيم كه شما از نزديك اين مرد مىآييد كه دعوى پيغمبرى مىكند ، و ما را مردى ديوانه شده است و او را در بند كرده‌ايم ، بنزديك شما هيچ چيزى هست كه او را در آن راحتى باشد ؟ عمّم گفت : بلى ! ما را بنزديك آن ديوانه بردند . عمّم فاتحة الكتاب مىخواند ، و آب دهن در دهن جمع مىكرد . چون چند بار خوانده بودى ، آن آب دهن در دهن او كردى . سه روز چنين كرد . به فرمان خداى تعالى آن ديوانه بهتر شد ، ايشان ما را چيزى دادند . ما گفتيم : ما اين بنخوريم تا از رسول - عليه السّلام - باز پرسيم كه اين حلال باشد ( 8 ) ؟ ما برفتيم ( 9 ) و بپرسيديم ( 10 ) گفت : من اكل برقية باطل لقد ( 11 )

--> ( 1 ) . مج ، دب ، آج ، لب ، مب ، مر : عريبا . ( 2 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : درك . ( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر رسد و . ( 4 ) . مب ، مر : همّ . ( 5 ) . مب ، مر : فرا رفت . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر الكتاب . ( 7 ) . اساس : برخواست . ( 8 ) . مب ، مر : اين بر ما حلال باشد . ( 9 ) . مب ، مر از حضرت رسول . ( 10 ) . مب : باز پرسيديم . ( 11 ) . آج ، لب ، فق : فقد .