السيد الطباطبائي

مقدمة 22

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

ماده عجز است مىگويد مقصود اينست كه در راه او شكستگى و مسكنت را پيشه كنيد كه در آن كوى شكستگى مىخرند و بس و بازار خودفروشى از آن سوى ديگر است مىگويد خرم آن كو عجز و حيرت قوت او است در دو عالم خفته اندر ظل دوست هم در اول عجز خود را او بديد مرده شد دين عجائز برگزيد چون زليخا يوسفى بر وى بتافت از عجوزى در جوانى راه يافت زندگى در مردن و در محنت است آب حيوان در درون ظلمت است . حقيقت اينست كه اين جمله انتسابش به رسول اكرم ثابت نيست تا نوبت به بحث در مفهوم و معنىاش برسد مرحوم ميرزاى قمى اعلى الله مقامه در جلد دوم قوانين الاصول بحثى در باره جواز و عدم جواز تقليد در اصول دين عنوان كرده است يكى از ادله طرفداران تقليد و تعبد در اصول دين را همين حديث مىداند ولى خودش مىفرمايد حديث بودن اين جمله مسلم نيست و گفته‌اند كلام سفيان ثورى فقيه و صوفى معروف عامى است گويند عمرو بن عبيد معتزلى در باره عقيده معروف معتزله در باره منزله بين المنزلتين سخن مىگفت پيرزنى با تلاوت يك آيه قرآن به او جواب داد سفيان ثورى كه حاضر جلسه بود گفت عليكم بدين العجائز . به علاوه كسانى كه اين جمله را به صورت حديث نقل كرده‌اند داستانى نيز نقل كرده‌اند كه روشن مىكند مفهوم آن جمله نه آن چيزى است كه حنابله و اهل حديث مىگويند و نه آن چيزى كه محمد لاهيجى و يا مولوى به عنوان توجيه بيان كرده‌اند .