السيد الطباطبائي
16
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
علوم را به منزله افراد يك خانواده و همه را مستقيما منشعب از يك اصل بدانيم و اختلافات خانوادگى و فاميلى و نژادى را منكر شويم و اختلاف هر علمى را با علم ديگر يك امر قراردادى و وضعى بدانيم و يا آنكه بهر اندازه كه موضوعات انواع و اقسام پيدا مىكنند علوم را متكثر و مختلف بدانيم مثلا هندسه را مجموعه اى از سه علم علم الخط و علم السطح و علم الحجم بدانيم بلكه نظر به اينكه ممكن است هر يك از اين سه نيز انقساماتى پيدا كنند مثل انقسام خط به مستقيم و منحنى انقسامات جزئىترى براى آن علم قائل شويم . علاوه بر اينكه موضوعات علوم متباينات من جميع الجهات نيستند و بين آنها وجه مشتركهائى در كار است احيانا مىبينيم كه موضوع يك علم عينا جامع مشترك موضوع علم ديگر با يك رشته اشياء ديگر است مثل آنكه موضوع علم النبات جامع مشترك موضوع علم الحيوان و يك عده از اشياء است و همينطور . . . . منطقيين و فلاسفه به اين سؤال پاسخ دادهاند حاصل آنچه در مقام پاسخ به اين سؤال بيان شده اين است كه عوارض و احكامى كه بيك شىء نسبت داده مىشود بر دو قسم است عوارض اوليه يا عوارض ذاتيه و عوارض ثانويه يا عوارض غريبه و در مقام تميز عوارض ذاتيه از عوارض غريبه تحقيقات نيكو و ارجمندى به عمل آمده و آن كس كه از همه بيشتر و بهتر اين مطلب را تحقيق كرده ابن سينا در كتب منطقيه خويش و بالخصوص منطق الشفا است هر چند متاخرين نكات لازمى را كه وى يافته است درك نكردهاند و به راههاى ديگر رفتهاند و همين جهت موجب اضطراب و اختلاف آراء زيادى در آن مسئله شده تا آنجا كه از طرف برخى از غير منطقيين عقائد عجيب و گزافه مانندى در اين زمينه اظهار شده است . چنان كه معلوم شد در مسئله تمايز و تشابه علوم و طبقه بندى آنها نكته حساسى كه از نظر منطقى هست همانا تميز و تشخيص عوارض ذاتيه از عوارض غريبه است و تميز و تشخيص اين جهت احتياج بمقدمات منطقى زيادى دارد كه از عهده اين مقدمه و اين مقاله خارج است و طالبين بايد بكتب منطقيه و بالاخص كتب ابن سينا مراجعه كنند . توضيح يك نكته لازم است و آن اينكه نظر به اينكه عوارض ذاتيه هر موضوعى همواره به نحوى است كه ذهن يا مستقيما و بلا واسطه رابطه آن را با موضوع درك مىكند يعنى احتياج به دخالت حد وسط و اقامه برهان ندارد و يا اينكه با مداخله حد وسط رابطه وى با موضوع روشن مىشود قهرا رابطه بين هر موضوعى و عوارض ذاتيه وى بايد واقعى و نفس الامرى باشد نه اعتبارى