السيد الطباطبائي

131

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

علت به همراه معلول ضرورى است . اشكال بيان گذشته درست است مگر در فاعل و در حقيقت خرده گيرى ما نيز در اطراف همين علت فاعلى مىباشد . ما هرگز نمىگوييم انسان بىماده باز انسان است يا ماده بىانسانيت باز انسان است ولى مىتوانيم بگوئيم كه فعل پس از نابود شدن فاعل باقى مىماند ما هزارها كار در جهان مىيابيم كه فاعل آنها از ميان رفته و فعل همچنان به سر پاى خود ايستاده است و با اين حال چگونه مىتوان گفت همين كه كار كننده دست از كار كشيد كار نابود مىشود . پاسخ منشا اشكال سست گيرى و مسامحه در باب حقايق يا پى نبردن بحقيقت فعل و فاعل است ما اگر چه بناء را كار بناء و نوزاد را كار پدر و مادر معرفى مىنماييم ولى بحسب حقيقت كار بناء همان حركات گوناگون دستهاى وى مىباشد كه با مجرد خوددارى از كار از ميان ميرود و گر نه ساختمان هرگز ببناء قائم نيست و همچنين در ساير موارد پس ما اولا اين را ميدانيم كه مواد فعل و صورت فعل قائم به اين فاعل بناء مثلا نيست و ثانيا اين را نيز ميدانيم كه حركات گوناگون دست اين فاعل به او قائم است كه با مجرد ترك معدوم مىشود و ثالثا اين را نيز ميدانيم كه نام فعل را كه به اين حركت داده‌ايم تنها براى اينست كه حركت بوده و بمحرك خود قائم مىباشد و گر نه برداشتن و گذاشتن سنگ و آجر رويهم و بناء بودن بردارنده و گذارنده در نامگذارى خصوصيت و دخالتى ندارد و در