السيد الطباطبائي
108
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
زمان بعد از او واقع شدهايم بحسب وهم ابتدائى اين سؤال پيش مىآيد كه چه مانعى داشت كه سعدى در زمان ما يا ما در زمان سعدى بوديم ولى اگر حقيقت اصالت وجود را خوب درك كرده باشيم و اين مطلب را نيز كه مرتبه هر وجودى مقوم ذات آن وجود است نيز درك كرده باشيم و به اين مطلب اذعان داشته باشيم كه زمان خارج از حقيقت ذات وجودات زمانيه نيست به خوبى مىفهميم كه اين سؤال عينا مانند اينست كه از ما بپرسند چه مانعى داشت كه عدد 5 بجاى عدد 8 و عدد 8 بجاى عدد 5 بود يا آنكه چه مانعى داشت كه ديروز بجاى امروز و امروز بجاى ديروز بود يعنى آن قطعه از زمان بجاى اين قطعه از زمان و اين قطعه از زمان بجاى آن قطعه از زمان بود . علت اينكه مقوم بودن مرتبه را در اعداد همه كس به خوبى تصديق دارد و لكن مقوم بودن مراتب را در وجودات كمتر اشخاص مىتوانند درك كنند بلكه در انظار بسيار عجيب جلوه مىكند اين است كه مقوم بودن مرتبه در اعداد مربوط به ماهيت اعداد است و مقوم بودن مراتب زمان يا مراتب علت و معلول مربوط به وجودات اشياء است و ماهيات اشياء اين گونه نيست يعنى مراتب زمان يا علت و معلول مقوم ماهيت اشياء نيست و از طرف ديگر اذهان بطور عادى ماهيات را مىشناسند نه وجودات را و بعد از هزارها موشكافىهاى فلسفى است كه اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ثابت مىشود و در نتيجه مقوم بودن مراتب براى وجودات و همچنين حقيقت زمان روشن مىشود از اينرو است كه شناختن مقومات ماهيات اشياء چندان صعوبتى ندارد بر خلاف شناختن مقومات وجودات . اينجا است كه يك بار ديگر ثابت مىشود كه ما تا ذهن و اعتبارات ذهن و خواص مخصوص ذهن و طرز انديشه سازى ذهن را نشناسيم نمىتوانيم فلسفه داشته باشيم بهر حال بعد از اين مقدمه پاسخ اين سؤال روشن مىشود زيرا بعد از اينكه معلوم شد كه زمان هر وجودى مقوم آن است معلوم مىشود اگر وجودى يك مرتبه از مراتب زمان را اشغال كرد نه مرتبه ديگر را نه اينست كه آن وجود در آن مرتبه ديگر معدوم شده و عدم بر او طارى شده است زيرا هويت آن وجود بسته به همان زمانى است كه آن را اشغال كرده و اگر بخواهيم آن وجود را در مرتبه ديگر از آن زمان فرض كنيم ديگر خودش خودش نيست و همچنين همان وجود در آن مرتبه از زمان كه آن را اشغال كرده ابتدا و وسط و انتهائى دارد يعنى يك وجود مستند است به امتداد زمان و هر جزء مفروض از آن وجود را كه با يك جزء مفروض از زمان منطبق مىشود در نظر بگيريم آن جزء از زمان مقوم همان جزء