السيد الطباطبائي

10

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

پيدايش كثرت در ادراكات مقدمه مبحثى كه در اين مقاله مىخواهيم وارد آن بشويم مانند مباحث مقالات 2 و 3 و 4 از مباحث مربوط به علوم و ادراكات بشرى است در اين مقاله از جنبه خاصى ادراكات ذهنى مورد مطالعه و تحقيق واقع شده است و آن جنبه عبارت است از بررسى در باره كيفيت حصول كثرت در ادراكات . ممكن است ابتدا خواننده محترم پيش خود تصور كند كه جنبه حصول كثرت در ادراكات احتياج به بحث و تحقيق ندارد زيرا كثرت ادراكات تابع كثرت مدركات است و اينكه ما ادراكات و تصورات زيادى در ذهن خود داريم معلول آن است كه اشياء زيادى در ما وراء ذهن ما وجود دارد و چون آن اشياء واقعى خارجى كثير و متعددند و هم آنها هستند كه در اثر بر خورد ويژه با قواى ادراك كننده ادراكات را توليد مىكنند قهرا و جبرا منشا پيدايش ادراكات كثيره مىشوند ولى ما نظر خواننده محترم را جلب مىكنيم كه در اين مقاله نظر به اين قسم كثرت در ادراكات نيست زيرا اين قسم كثرت در ادراكات بالذات مربوط بكثرت مدركات خارجيه است و بالتبع مربوط بادراكات است . آنچه در اين مقاله در باره آن بحث و تحقيق مىشود كثرتهايى است كه بالذات مربوط به خود ادراكات است و ربطى بكثرت واقعى مدركات ندارد و به عبارت ديگر آن كثرتى كه مورد توجه خواننده محترم است يعنى كثرتى كه ادراكات بواسطه كثرت مدركات دارند از جنبه انفعالى ذهن سرچشمه مىگيرد و اما آنچه مورد بحث و تحقيق اين مقاله است كثرتهايى است كه از جنبه فعاليت ذهن ناشى مىشود و عامل اصلى آن تكثير خود ذهن است . در ضمن تشريح كيفيت حصول كثرت در ادراكات راه حصول ادراكات يعنى اينكه ادراكات و تصورات از چه مجرايى وارد ذهن مىشود و همچنين حدود توانايى ذهن در كسب مجهولات و اينكه در چه حدودى ذهن بشر قدرت مداخله و قضاوت دارد نيز تشريح مىشود . هر چند در اين مقاله تحت عنوان حس و عقل بحثى نشده ولى نتيجه اى كه از بحث حس و عقل انتظار مىرود از مباحث مختلف اين مقاله مىتوان