دكتر عقيقى بخشايشي

588

چهارده نور پاك ( فارسي )

رسول خدا به گونه اى غضبناك فرمود : " آرام ، اى ام الفضل ! جامهء من شسته مىشود ، ولى تو فرزندم را آزردى " . من حسين ( عليه السلام ) را به حال خويش گذاشتم و براى آوردن آب از اتاق خارج شدم . هنگامى كه بازگشتم ، ديدم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مىگريد . گفتم : " يا رسول الله ! علت گريهء شما چيست ؟ " فرمود : " لحظه اى پيش جبرئيل نزد من آمد و خبر داد كه امتم اين فرزندم را به قتل مى رسانند . خداوند متعال در روز قيامت ، شفاعت مرا نصيب آنان نگرداند " . محدثين روايت كرده اند كه چون يك سال از زندگى حسين ( عليه السلام ) گذشت ، دوازده فرشته بر رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نازل شدند كه يكى به صورت شير ، دومى به صورت گاو ، سومى به صورت اژدها ، چهارمى به صورت آدميزاد و هشت فرشتهء ديگر داراى صورتهاى مختلف و چهره هاى قرمز و چشمان گريان بودند ، و در حالى كه پر و بال خويش را گشوده بودند ، مى گفتند : " يا محمد ! همان ستمى كه از قابيل بر هابيل وارد آمد ، بر فرزندت حسين نيز وارد خواهد شد ، و همان پاداشى كه به هابيل داده شد به او نيز داده مىشود و عذاب و گرفتارى كشندگانش ، چون عذاب قابيل خواهد بود " . آن موقع در آسمانها فرشتهء مقربى نبود ، مگر آنكه به خدمت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مشرف شد و سلام نمود و آن حضرت را بر كشته شدن حسين ( عليه السلام ) تسليت داد و به آنچه خداوند در عوض شهادتش براى او معين فرموده ، خبر داد ، و تربت قبر حسين ( عليه السلام ) را به رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نشان داد ، در خلال اين احوال پيغمبر فرمود : " خداوندا ! كسى كه فرزندم حسين را خوار كند ، ذليل و خوار گردان و آن را كه حسينم را بكشد ، بكش و كشندهء او را به مقصودش نايل نگردان " . خبر از شهادت حسين ( عليه السلام ) چون حسين ( عليه السلام ) دو ساله شد ، سفرى براى پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) پيش آمد . در بين راه ناگهان آن حضرت ايستاد و فرمود " انا لله وانا إليه راجعون " و اشك از ديدگانش سرازير شد . علت گريه را سؤال كردند ، فرمود : " اينك جبرئيل به من از زمينى كه نزديك شط فرات است و " كربلا "