كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : فولادوند )
43 ( البقرة 259 )
القرآن الكريم ( ترجمة فارسي )
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِئَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِئَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آَيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 259 ) يا چون آن كس كه به شهري كه بامهايش يكسر فرو ريخته بود ، عبور كرد [ وبا خود مى ] گفت : « چگونه خداوند ، [ اهلِ ] اين [ ويرانكده ] را پس از مرگشان زنده مىكند ؟ » . پس خداوند ، أو را [ به مدت ] صد سال ميراند . آن گاه أو را برانگيخت ، [ وبه أو ] گفت : « چقدر درنگ كردى ؟ » گفت : « يك روز يا پارهاى از روز را درنگ كردم . » گفت : « [ نه ] بلكه صد سال درنگ كردى ، به خوراك ونوشيدنىِ خود بنگر [ كه طعم ورنگِ آن ] تغيير نكرده است ، وبه درازگوش خود نگاه كن [ كه چگونه متلاشى شده است . اين ماجرا براي آن است كه هم به تو پاسخ گوييم ] وهم تو را [ در مورد معاد ] نشانهاى براي مردم قرار دهيم . وبه [ اين ] استخوانها بنگر ، چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مىدهيم سپس گوشت بر آن مىپوشانيم . » پس هنگامى كه [ چگونگىِ زنده ساختن مرده ] براي أو آشكار شد ، گفت : « [ اكنون ] مىدانم كه خداوند بر هر چيزى تواناست . » ( 259 )