سيد علي اكبر قرشي
94
قاموس قرآن ( فارسي )
17 و 18 . قسم بشب كه در آيد و قسم بصبح كه گسترش يابد نفس بدين معنى بر وزن فرس است كه در قاموس آن را وسعت و گسترش گفته است . تنافس : بمعنى مسابقه دو نفس در رسيدن به چيز مطلوب است بقول راغب آن مجاهده نفس است در رسيدن و شبيه شدن بفضلاء بىآنكه ضررى به ديگرى برساند * ( وَفِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ ) * مطففين : 26 . و در رسيدن به آن نعمت بهشتى مسابقه و رغبت كنند مسابقه كنندگان . نَفْس نفس ( بر وزن فلس ) در اصل بمعنى ذات است . طبرسى ذيل * ( وَما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ ) * بقره : 9 . فرموده : نفس سه معنى دارد يكى بمعنى روح ديگرى بمعنى تأكيد مثل « جائنى زيد نفسه » سوم بمعنى ذات و اصل همان است . در صحاح گفته : نفس بمعنى روح است . « خرجت نفسه » يعنى روحش خارج شد ايضا نفس بمعنى خون است « ما ليس له نفس سائلة لا ينجس الماء اذا مات فيه » آنكه خون جهنده ندارد اگر در آبى بميرد آب نجس نميشود تا ميگويد نفس بمعنى عين و ذات شىء است . ظاهرا خون را از آن نفس گفتهاند كه روح با آن از بدنش خارج مىشود . نفس در قرآن مجيد نفس در قرآن مجيد در چند معنى به كار رفته كه نقل مىشود : 1 - روح . مثل * ( الله يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ) * زمر : 42 . چون براى روح مرگى نيست لذا بايد در * ( « مَوْتِها » ) * مضاف مقدر كرد و يا قائل بمجاز عقلى شد يعنى « حين موت أبدانها » ايضا در * ( وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ ) * بايد گفت : « وَالَّتى لَمْ تَمُتْ بَدَنُها » يعنى : خدا ارواح را در حين موت از ابدان ميگيرد و روحى را كه بدنش نمرده در وقت خواب قبض مىكند ، آنگاه روحى را كه در خواب گرفته نگاه