سيد علي اكبر قرشي

87

قاموس قرآن ( فارسي )

در نعمت دين دانسته و منافاتى ميان عموم آيه و روايات نميداند . جمع نعمت در قرآن مجيد نعم ( بر وزن عنب ) و انعم ( بفتح اول و سكون دوم و ضمّ سوم ) آمده است مثل * ( وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَه ظاهِرَةً وَباطِنَةً ) * لقمان : 20 . نعمتهاى ظاهرى و باطنى خويش را بر شما فراوان كرد . و نحو * ( فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ الله فَأَذاقَهَا الله لِباسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ ) * نحل : 112 . أنعام : انعام جمع نعم ( بر وزن فرس ) گفته‌اند عبارت است از گاو ، گوسفند و شتر ( انعام ثلثه ) در « بهم » گفته‌ايم كه مىشود آن را از آيات قرآن استفاده كرد گفته‌اند : شتر را به تنهائى نعم گويند ولى گاو و گوسفند را ، نه . * ( وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعامِ لَعِبْرَةً ) * نحل : 66 . براى تمام سخن رجوع كنيد به « بهم » . نعم ( بر وزن فرس ) گاهى بر انعام ثلثه اطلاق مىشود چنان كه در مجمع و جوامع الجامع فرموده در اين صورت نعم جمع است كه مفرد ندارد چنان كه در مصباح گفته و در اقرب از آن نقل كرده است * ( وَمَنْ قَتَلَه مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ ) * مائده : 95 . يعنى هر كه صيدى را عمدا بكشد بر او است كفّاره‌اى از گاو و گوسفند و شتر ، مانند آن حيوانى كه كشته است . مثلا اگر شتر مرغ صيد كرده بايد شترى كفّاره بدهد كه در بزرگى مثل آن باشد . نغض : حركت كردن و حركت دادن . گويند : نغض الشّىء : تحرّك و اضطرب و نيز گويند : نغض الشىء : در نهايه از ابن زبير نقل شده : ان الكعبة لمّا احترقت نغضت كعبه چون از آتش بنى اميّه سوخت حركت كرد . * ( فَسَيُنْغِضُونَ إِلَيْكَ رُؤُسَهُمْ وَيَقُولُونَ مَتى هُوَ قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً ) * اسراء : 51 . طبرسى فرموده : نغض حركت دادن سر است با بالا و پائين بردن يعنى حتما سرشان را بسوى تو تكان داده و خواهند گفت قيامت كى