سيد علي اكبر قرشي
79
قاموس قرآن ( فارسي )
باشد مقصود آنست كه بشر از آب كمى آفريده شده و اگر بمعنى آب صاف شده باشد ، نطفه چكيده و صاف شدهء وجود انسان است . اگر گويند مبدء وجود انسان كرم كوچكى است از مرد ( اسپرماتوزوئيد ) و سلَّول مدورى است از زن ( اوول ) ، آب صاف شده يا كم يعنى چه ؟ گوئيم سلَّول مرد هر چه باشد در ميان همان آب صاف شده و چكيده است و مردم جز آن نمىفهميدند . بعيد نيست كه مراد از « نطفه » در آيات خود سلول زن و مرد بوده باشد كه هر دو چكيده و جدا شده از وجود زن و مرد است اين سخن در نظر نگارنده از همهء آنچه گفته شد قويتر است خاصّه آنكه نطفه در همه جا از قرآن نكره آمده يعنى چكيدهء بخصوص . در خاتمه ناگفته نماند : در خطبهء 48 . نهج البلاغه دربارهء نهر فرات فرموده : « و قد أردت أن أقطع هذه النّطفة الى شرذمة منكم موطَّنين اكناف دجلة » در اين كلام نطفه در آب كثير به كار رفته است . نطق : نطق و منطق بمعنى سخن گفتن است در قاموس گويد : « نطق ينطق نطقا و منطقا و نطوقا » يعنى تكلَّم كرد با صوت و حروفيكه معانى با آنها فهميده مىشود . در مجمع ذيل * ( عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ ) * نمل : 16 . از اهل عربيّت نقل كرده كه نطق در غير بنى آدم به كار نرود و در غير انسان صوت گويند . راغب نيز آن را مسلَّم دانسته و گويد : در غير انسان بالتبع گفته شود . ولى مجمع از مبرّد نقل مىكند : هر كه از خود چيزى را بيان كند ناطق و متكلَّم خوانده مىشود رؤبه چنين گويد : لو أنّنى أعطيت علم الحكل علم سليمان كلام النمل حكل آنست كه صدايش شنيده نشود يعنى ايكاش علم حكل به من داده ميشد مانند علم سليمان بكلام نمل . ناگفته نماند قرآن كريم آن را در انسان ، پرندگان ، كتاب و هر شىء