سيد علي اكبر قرشي
77
قاموس قرآن ( فارسي )
فى أحسن تنضيد » رنگهاى او را در بهترين تركيب رويهم قرار داده است . نضيد و منضود بمعنى رويهم چيده شده است . * ( وَالنَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ ) * ق : 10 . بوجود آورديم نخلهاى بلند را كه ميوهء آنها رويهم چيده شدهاند * ( فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ . وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ) * واقعة : 28 و 29 . در كنار درخت سدر كه شاخه اش بىخار يا از كثرت ميوه خم شده است و در كنار درخت موزى كه ميوه اش رويهم چيده شده است . منضود * ( وَأَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ ) * هود : 82 . مراد از * ( « مَنْضُودٍ » ) * ظاهرا پى در پى باريدن سنگهاست يعنى بر آن شهر سنگهائى از سجّيل پى در پى بارانديم در « سجل » احتمال دادهايم كه سجّيل بمعنى پىدرپى باشد ولى لفظ * ( « مَنْضُودٍ » ) * اين احتمال را تضعيف مىكند به نظر ميايد مراد از آن سنگهاى سخت باشد كه قول ابو عبيده است يعنى سنگهائى از جنس سنگهاى سخت كه پىدرپى ميباريدند . نضر : نضر و نضارت بمعنى طراوت و زيبائى است . راغب گويد : « النّضرة : الحسن كالنّضارة » در مصباح نيز آن را زيبائى و نضير را زيبا گفته است در نهج البلاغه خطبهء 219 . فرموده : « كلحت الوجوه النّواضر » چهره هاى زيبا ، بد منظر شدند . * ( وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ . إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ ) * قيامة : 22 و 23 . چهره هائى در آن روز با طراوت و زيبااند و بنعمت خدا نگاه ميكنند . * ( تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ) * مطففين : 24 . در چهره هاى آنها طراوت نعمت را مشاهده ميكنى كه نعمت خوش منظرشان كرده است . * ( وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُوراً ) * انسان : 11 . خدا در ظاهرشان طراوت و زيبائى و در قلوبشان شادى قرار داده است . نطح : شاخ زدن . در قاموس گويد : « نطحه : اصابه بقرنه » . « تناطح الكبشان » دو قوچ همديگر را با شاخ زدند . * ( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ ) * . . . * ( وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ ) * مائده : 3 . نطيح و نطيحه حيوانى است كه با شاخ زدن مرده باشد يعنى بر شما حرام شده ميته ، خون ، گوشت خوك ،