سيد علي اكبر قرشي
65
قاموس قرآن ( فارسي )
نشر : نشر در اصل بمعنى گستردن و گسترده شدن است لازم و متعدّى به كار رود « نشر الثّوب و الكتاب نشرا : بسطه » لازم و متعدّى بودن آن در مصباح و اقرب مذكور است . * ( وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ) * تكوير : 10 . آنگاه كه نامه ها گسترده و باز شوند . * ( وَكِتابٍ مَسْطُورٍ . ) * * ( فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ ) * طور : 2 و 3 . قسم بكتاب نوشته شده در پوستى گسترده . * ( وَالنَّاشِراتِ نَشْراً ) * مرسلات : 3 . قسم ببادهاى گسترنده كه ابر را به طرز مخصوصى ميگسترند . نشر و انشار بمعنى زنده كردن آمده « نشر اللَّه الموتى و انشرهم : احياهم » به نظر ميآيد اين از آنجهت است كه زنده شدن يكنوع گسترده شدن است ذرّات بدن در اثر حركت و جنبش رشد كرده و گسترده شده بدن را تشكيل ميدهند . * ( ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَه ) * عبس : 22 . سپس آنگاه كه خواهد او را زنده مىكند * ( وَالَّذِي نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنا بِه بَلْدَةً مَيْتاً ) * زخرف : 11 . او كه از آسمان آب به اندازه نازل كرد و بوسيله آن سرزمين مرده را زنده نمود مثل * ( فَأَحْيا بِه الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها ) * نحل : 65 . انتشار : گسترده شدن و پراكنده شدن . * ( فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ الله . . . ) * جمعه : 10 . پس چون نماز تمام شد در زمين متفرّق شده و در طلب روزى و فضل خدا باشيد . * ( وَمِنْ آياتِه أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ ) * روم : 20 . از آيات خداوند آنست كه شما را از خاك آفريد آنگاه شما بشريد كه در زمين گسترده و منتشر ميشويد . نشور : مصدر است لازم و متعدى هر دو آيد * ( فَأَحْيَيْنا بِه الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ ) * فاطر : 9 . با آن آب سرزمين مرده را زنده كرديم زنده شدن مردگان نيز همانطور است . * ( بَلْ كانُوا لا يَرْجُونَ نُشُوراً ) * فرقان : 40 . بلكه از زنده شدن نمىترسيدند . نشز : ( بر وزن فلس ) مكان مرتفع . چنان كه در مفردات و قاموس آمده .