سيد علي اكبر قرشي

53

قاموس قرآن ( فارسي )

اگر اين را قبول كنيم بايد گفت : باز با امثال جعفر كذّابها تخصيص يافته است . نسخ : زايل كردن . از بين بردن « نسخ الشّىء : ازاله » در قاموس ازاله و ابطال و تغيير و در صحاح ازاله و تغيير گفته است . مثل * ( فَيَنْسَخُ الله ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ الله آياتِه ) * حج : 52 . يعنى : خدا آنچه را كه شيطان ( از فتنه ) القا كرده از بين ميبرد و آيات خويش را محكم مىكند معنى آيه در « منى » گذشت . در مجمع فرموده : نسخ در لغت آنست كه چيزى را ابطال كرده و چيز ديگرى در جاى آن قرار دهيم و اصل آن عوض گرفتن چيزى است در جاى ديگرى . عبارت راغب نظير مجمع است كه گفته : « النّسخ ازالة شىء بشىء يتعقّبه » . به نظر نگارنده معناى اوّلى همان ازاله است و اين قيود بعد از رواج نسخ در احكام اضافه شده كه نسخ حكم جانشين كردن حكمى در جاى حكمى است . در المنار گويد : امامان لغت گفته‌اند : نسخ در اصل بمعنى نقل است خواه نقل بذاته باشد مثل « نسخت الشّمس الظَّلّ » يعنى آفتاب سايه را از محلَّى بمحلَّى نقل كرد و يا نقل صورت باشد مثل « نسخت الكتاب » يعنى صورت آن را بكتاب ديگرى نقل كردم . در اقرب الموارد گويد : اصل آن بمعنى نقل است . اين معنى مخالف با ازاله نيست كه اختيار كرديم بلكه از لوازم آن مىباشد . نسخ چنان كه گفته شد در نسخه بردارى و اثبات مثل نيز به كار رود گوئى نسخه برداشتن نوعى ازاله است نسبت بنسخه اوّل و نقل آن است بجاى ديگر . از اين است كه در مفردات و اقرب گفته : « نسخ الكتاب : نقل صورته المجرّدة الى كتاب آخر » * ( هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ إِنَّا كُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * جاثيه : 29 . اين كتاب ( نامه عمل ) ما است كه بر شما به حق سخن ميگويد ما از آنچه ميكرديد نسخه