سيد علي اكبر قرشي
38
قاموس قرآن ( فارسي )
جمع آن نخيل مىباشد * ( فَأَنْشَأْنا لَكُمْ بِه جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنابٍ ) * مؤمنون : 19 . بقولى نخيل اسم جمع است طبرسى ذيل آيه 266 . بقره نخل را جمع نخلة گفته و گويد : اصل نخل بمعنى بيختن و الك كردن آرد است و بقولى درخت خرما را از آن نخل گويند كه خالص شده مانند خالص شدن مغز از قشر بوسيله الك كردن در قاموس و اقرب معناى اوّلى نخل را تصفيه گفته است ايضا قاموس نخل و نخيل را جمع نخلة ميداند ، در پايان ناگفته نماند كه مذكَّر و مؤنّث هر دو آمده است مانند * ( أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ ) * حاقه : 7 . * ( أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ) * قمر : 20 . ندّ : ( بكسر نون ) در صحاح گفته : ندّ بمعنى مثل و نظير است ايضا نديد و نديده در مجمع فرموده : « النّدّ : المثل و العدل » راغب ميگويد : نديد شىء شريك آن است در جوهرش و آن نوعى مماثلت مىباشد زيرا مثل بهر مشاركت اطلاق مىشود پس هر ندّ مثل است ولى هر مثل ندّ نيست . جمع ندّ انداد است كه جمعا شش بار در قرآن مجيد آمده است * ( فَلا تَجْعَلُوا لِلَّه أَنْداداً وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) * بقره : 22 . دانسته و از روى علم بر خدا شركاء و امثال قرار ندهيد . * ( وَجَعَلُوا لِلَّه أَنْداداً لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِه ) * ابراهيم : 30 . مراد از انداد هر شريكى است كه به خدا نسبت داده شود اعم از بتان و بشر و كواكب و غيره . در اقرب الموارد گفته : ندّ هميشه مخالف نظير خود مىباشد . نگارنده گويد : شايد از اين جهت است كه بعضى ندّ را ضدّ معنى كردهاند در نهايه گفته : « ندّ و هو مثل الشّىء الَّذى يضادّه فى اموره و ينادّهاى يخالفه » . ندم : ندم و ندامة بمعنى پشيمانى و تأسف است بر چيز فوت شده و فرصتى از دست رفته در مفردات گفته : « النّدم و النّدامة : التّحسّر من تغيّر رأى فى امر فائت » در قاموس آمده : « النّدم و النّدامة : الاسف » آن را حزن نيز گفتهاند * ( وَأَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ ) * يونس : 54 . چون عذاب را