سيد علي اكبر قرشي

27

قاموس قرآن ( فارسي )

راغب در علَّت اين تسميه گفته : اصل اين كلمه آنست كه در جاى مرتفعى با طرف راز خلوت كنى . بقولى اصل آن نجات است و آن اينكه به كسى در آنچه خلاص و نجات اوست يارى كنى . طبرسى ذيل آيه * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْواهُمْ ) * فرموده : نجوى در اصل بمعنى دورى است گوئى نجوى كنندگان خود را از مردم دور ميكنند و بقولى آن از نجوة بمعنى مكان مرتفع است كه سيل به آن نميرسد گوئى متناجيان سخن خويش را به محلى بالا مىبرند كه كسى كه غير از خودشان به آنجا نميرسد . و در ذيل آيه 114 نساء * ( لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ ) * از زجاج نقل مىكند : نجوى در كلام آنست كه جمعى يا دو نفر در آن منفرد باشند خواه سرّى بگويند يا آشكار . پس در نجوى بيخ گوشى بودن لازم نيست بلكه آن سخنى است كه دور از اغيار باشد قرآن كريم نيز اين معنى را تأييد مىكند * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْواهُمْ وَأَنَّ الله عَلَّامُ الْغُيُوبِ ) * توبه : 78 . ظاهرا مراد از سرّ آنست كه در نفس خويش دارند و نجواهم سخن پنهانى آنهاست يعنى مگر نميدانند كه خدا نهان آنها و راز گفتنشان را ميداند و خدا داناى نهانهاست . * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْه وَيَتَناجَوْنَ بِالإِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَمَعْصِيَةِ الرَّسُولِ . . . ) * مجادله : 8 . ظهور آيه در آنست كه منافقان و غيرهم ميان خويش نجوى ميكردند در آنچه مايه ايذاء و ناراحتى مؤمنين بود و بعد از نهى شدن هم ترك نميكردند و نجوايشان در خصوص گناه و تعدّى و مخالفت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بود و آيه شريفه از آن حكايت مىكند . لذا در آيه 10 همين سوره فرموده : * ( إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ الله . . . ) * مراد از نجوى ظاهرا