سيد علي اكبر قرشي
246
قاموس قرآن ( فارسي )
برگرداندن و متوجه كردن آيد . و در صورت تعدّى به دو مفعول بمعنى سر - پرست كردن و غيره آيد اينك شواهدى از آيات : * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْه آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها ) * لقمان : 7 . چون آيات ما بر او خوانده شود از آنها به حالت تكبّر اعراض كند گوئى كه آنها را نشنيده است ، تقديرش « ولَّى عنها » است . * ( فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ ) * احقاف : 29 . چون خواندن قرآن تمام شد رو كردند و برگشتند بسوى قوم خويش براى انذار . * ( سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها ) * بقره : 142 . سفيهان از مردم گويند چه چيز آنها را از قبله شان كه در آن بودند برگردانيد . * ( وَلَوْ قاتَلَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوَلَّوُا الأَدْبارَ ) * فتح : 22 . آن تقدير « لَوَلَّوا الَيْكُمُ الادْبارَ » است يعنى اگر كفّار با شما ميجنگيدند حتما بشما پشت ميكردند و ميگريختند . * ( وَكَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * انعام : 129 . و همينطور بعضى از ظالمان را در اثر اعمالشان ببعض ديگر ولَّى امر و سرپرست قرار ميدهيم . تولَّى : از باب تفعّل بمعنى اعراض و دوست اخذ كردن و سرپرست آيد . مثل * ( فَمَنْ تَوَلَّى بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ ) * آل عمران : 82 . هر كه پس از اخذ ميثاق ، از قبول حق اعراض كند آنها فاسقانند . * ( كُتِبَ عَلَيْه أَنَّه مَنْ تَوَلَّاه فَأَنَّه يُضِلُّه ) * حجّ : 4 . بر شيطان حتمى است هر كه او را دوست بدارد اضلالش مىكند . * ( وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّه مِنْهُمْ ) * مائده : 51 . هر كه از شما آنها را دوست اخذ كند از آنهاست . * ( فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ) * محمد : 23 . ظاهرا تولَّى در آيه بمعنى اعراض است يعنى آيا اميد است از شما در صورت اعراض از امر خدا و امر جهاد ، اينكه در زمين فساد كنيد