سيد علي اكبر قرشي

239

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ واحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً ) * يوسف : 31 . متّكئا اسم مفعول است از اتكاء و آن چيزى است كه به آن تكيه ميكنند پشتى باشد يا سرير . در قرائت نادره آن را « متكا » بر وزن قفل خوانده‌اند كه بمعنى ترنج است و بعضى آن را « متّكا » بدون همزه و مشدّد خوانده‌اند . يعنى طعاميكه بريده مىشود . به نظر نگارنده : مراد از « متّكئا » پشتى و بالشى نيست بلكه منظور مجلسى است كه با اطمينان و آرامش در آن مىنشينند در مصباح آن را مجلس معنى كرده است معنى آيه چنين مىشود : چون از مكر و گفتگوى زنان آگاه شد آنها را دعوت كرد و مجلسى براى آنها بياراست و بهر يك چاقوئى داد - تا در خوردن ميوه و طعام از آن استفاده كنند . ولى اين طبيعى نخواهد بود كه بگوئيم : آنها را دعوت كرد و بر ايشان پشتى آماده نمود و اگر قرائت « مُتْكا » بمعنى ترنج مشهور بود آن كاملا مناسب به نظر ميرسيد . وكد : وكد و توكيد بمعنى محكم كردنست * ( وَلا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها ) * نحل : 91 . مراد از ايمان بقرينه آيه ما بعد قسم و سوگند است و تأكيد سوگند آنست كه به آن قصد داشته باشى و با آن وظيفه‌اى برايت معين كنى نه مثل و اللَّه و باللَّه گفتن از روى عدم قصد ، چنان كه قرآن آن را سوگند لغو خوانده است و در « عقد » گذشت . يعنى سوگندها را پس از تأكيد نشكنيد . اين لفظ فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است . وكز : * ( فَوَكَزَه مُوسى فَقَضى عَلَيْه ) * قصص : 15 . وكز بمعنى زدن و انداختن است ، با مشت زدن را نيز گويند كسائى . گفته : « وكزه : لكمه » او را با مشت زد ( نقل از مصباح ) راغب نيز چنين گفته است يعنى : موسى مشتى بر او زد و كارش را تمام كرد . اين كلمه تنها يك بار در قرآن عزيز به كار رفته است .