سيد علي اكبر قرشي
225
قاموس قرآن ( فارسي )
بافتن زره است و بطور استعاره بهر بافتن محكم گفته مىشود . طبرسى فرموده بافتن متداخل است مثل زره كه حلقه ها بهمديگر متداخلاند على هذا * ( سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ) * تختهائى است متصل بهم . و شايد رديف هم مراد باشد . يعنى : جماعت كثيرى است از گذشتگان و كمى از آخر مانده ها ، آنها بر كرسيهاى رديف هم يا متصل بهم نشستهاند . اين لفظ فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است . وطؤ : يكى از معانى وطؤ زير پا گذاشتن و قدم نهادن است « وطئه برجله : علاه بها و داسه » . * ( وَلا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ بِه عَمَلٌ صالِحٌ ) * توبه : 120 . موطئا زمين را گويند كه زير پا مىماند . يعنى قدم نمىنهند و وارد نميشوند بزمينيكه كفّار را خشمگين مىكند و از دشمنى بمقصودى نميرسند مگر آنكه به آنها عمل صالح نوشته مىشود . * ( وَأَرْضاً لَمْ تَطَؤُها ) * احزاب : 27 . و زمينيكه به آن قدم ننهاديد . مواطاة : بمعنى توافق و برابرى است * ( يُحِلُّونَه عاماً وَيُحَرِّمُونَه عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ الله ) * توبه : 37 . يعنى : ماه حرام را سالى حلال و سالى حرام ميكنند تا موافق و برابر كنند با عدديكه خدا حرام كرده است . وَطئاً * ( إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَأَقْوَمُ قِيلًا ) * مزمل : 6 . عبادت شب محكمتر است در قدم گذاشتن بعبادت خدا ( يا محكمتر است در ثبات قدم ) و قويتر است از لحاظ گفتار در حضور قلب و توجّه ، رجوع شود به « نشأ » . وطر : ( بفتح و ، ط ) حاجت . راغب حاجت مهمّ گفته است . در مصباح و اقرب گفته : از آن فعل بناء نميشود جمع آن اوطار است . * ( فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً ) * احزاب : 37 . در مجمع از خليل نقل كرده وطر هر حاجتى است كه تو را در آن قصدى باشد و چون شخص به آن قصد رسيد گويند « قضى حاجته و اربه » . على هذا