سيد علي اكبر قرشي
207
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( يُوزَعُونَ ) * نمل : 17 . براى سليمان لشكريانش از جنّ و انس و پرنده جمع شدند و آنها از تفرّق باز داشته ميشدند يعنى تحت انضباط بودند . * ( وَيَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ الله إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ ) * فصلت : 19 . آن روز دشمنان خدا بسوى آتش جمع شوند و آنها باز داشته شوند از اينكه هر جا خواستند بروند . ايزاع : را الهام معنى كردهاند * ( رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلى والِدَيَّ ) * نمل : 19 . خداوندا به من الهام كن يا مرا حريص كن كه شكر كنم بر نعمتيكه بر من و والدينم نعمت دادهاى . گفتهاند « اوزع بالشّىء » يعنى حريص شد . طبرسى از زجّاج ؟ ؟ ؟ نقل كرده : * ( « أَوْزِعْنِي » ) * تأويلش در لغت آنست كه : مرا از همه چيز جز از شكرت باز دار - مرا باز دار از آنچه از تو دور مىكند . راغب گويد : حقيقتش آنست كه مرا بشكر حريص كن بطوريكه نفس خويش را از كفران باز دارم . وزن : سنجش و اندازه گيرى . * ( وَزِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ ) * شعراء : 182 . با ترازوى درست بسنجيد . * ( وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ ) * رحمن : 9 . پيوسته به عدالت بسنجيد و از ميزان نكاهيد . وزن بمعنى اعتبار و منزلت نيز آمده است در مصباح گويد : « ما اقمت له و زنا » كنايه است از اهمال و دور انداختن . عرب گويد : « ليس لفلان وزن » يعنى قدر و منزلتى ندارد طبرسى نيز چنين فرموده است * ( فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً ) * كهف : 105 . اعمالشان پوچ شد روز قيامت براى آنها وزنى به پا نميداريم و اعتنائى نميكنيم . نگارنده را دربارهء اين آيه سخنى هست كه در توزين اعمال خواهد آمد . موزون : اندازه شده و سنجيده * ( وَأَلْقَيْنا فِيها رَواسِيَ وَأَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ ) * حجر : 19 . در زمين كوههاى محكم قرار داديم و از گياه و ميوهء اندازه شده در آن رويانديم .